تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٥٥ - سوره الزخرف(٤٣) آيات ٥٠ تا ٥٩
حضرت فرمود
هو لكم و لآلهتكم و لجميع الامم
اين شما راست و آلهه شما و جميع امم مشركه او گفت كه (خصمتك برب الكعبة) بخداى كعبه كه من خصم تو شدم در اين امر آن گه گفت نه تو دعوى ميكنى كه عيسى بن مريم پيغمبر خداست و هميشه بمدح خوانى و ثنا گستردى او و امت او اقدام مىنمايى و تو ميدانى كه نصارى او را و عزيز را ميپرستند و بعبادت ملائكه نيز ارتكاب مينمايند پس اگر اينجماعت از اهل دوزخ باشند ما راضييم كه با آلهه خود در جوار ايشان باشيم پس جميع قريش از شنيدن اين مقال خوشحال شدند و بآواز بلند بخنده درآمدند و تصور كردند كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم باين ملزم شد در حال جبرئيل آمد و اين آيه آورد كه:
٥٧- وَ لَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلًا و چون زده شد بپسر مريم مثلى يعنى ابن زبعرى چون عيسى را مثل زد و مجادله كرد با تو بپرستش ترسايان او را إِذا قَوْمُكَ آن گاه قوم تو يعنى كفار قريش از روى استهزاء و سخريت مِنْهُ يَصِدُّونَ از آن مثل آواز بلند برداشتند و آغاز فرح و خوشحالى كردند.
٥٨- وَ قالُوا و گفتند آلِهَتُنا خَيْرٌ آيا خدايان ما بهترند أَمْ هُوَ يا عيسى هر گاه او حصب جهنم باشد گو ايشان نيز باشند ما ضَرَبُوهُ نزدند آن مثل را لَكَ براى تو إِلَّا جَدَلًا مگر براى خصومت كردن و ستيزه نمودن نه براى تميز حق از باطل بَلْ هُمْ بلكه ايشان در جميع احوال قَوْمٌ خَصِمُونَ گروهىاند شديد الخصومة و حريص بر لجاجت چه مراد حق سبحانه به ما تَعْبُدُونَ و مقصود حضرت از
هو لكم و لالهتكم و لجميع الامم
اصنام است نه غير آن و محالست كه مقصود خدا و رسول و انبياء و ملائكه باشند ابن زبعرى بجهت خداع و خبث باطن و حب جدال و مكابره و مغالبه چون كلام خدا و رسول را ديد كه لفظ آن محتمل عموم است با آنكه عالم بود كه مراد بآن أصنام است نه غير آن صرف معنى آن نمود بشمول و عموم و آن را حمل كرد بهر معبودى كه ما سواى او سبحانه است و حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم چون دانست كه مباحثه او عين عناد و محض مجادله است در جواب آن ساكت شد و هيچ در مقابل آن نگفت تا آنكه حق سبحانه در جواب آن فرمود كه إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى و باين اعلام ايشان نمود كه آيه مخصوص است باصنام، و ديگر آنكه ظاهر قول وَ ما تَعْبُدُونَ از براى غير ذوى العقول است پس شامل عقلا باشد، و نيز متبادر از قول لجميع الامم آنست كه از براى مشركان باشد نه معبودان ايشان، و قولى در سبب نزول آيه آنست كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم با صناديد قريش گفت كه هيچ خيرى نيست در آنكه آن را بدون خداى ميپرستيد جمعى گفتند كه عيسى عليه السّلام معبود ترسايان است و تو دعوى ميكنى كه او بنده صالح است پس در وى هيچ خيرى نباشد قريش از اين سخن فرياد بركشيدند و گمان بردند كه حضرت