تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٣٢ - سوره الشورى(٤٢) آيات ٤٠ تا ٥٣
أَرْسَلْناكَ پس نفرستاديم ترا عَلَيْهِمْ بر ايشان حَفِيظاً نگاهبانى كه باجبار و اكراه ايشان را از كفر بازدارى و بدايره ايمان درآرى پس از اعراض ايشان اندوهناك مباش إِنْ عَلَيْكَ نيست بر تو إِلَّا الْبَلاغُ مگر رسانيدن احكام و تو آنچه شرط بلاغ است ميرسانى وَ إِنَّا و بدرستى كه ما إِذا أَذَقْنَا الْإِنْسانَ چون بچشانيم آدمى را يعنى عطا فرمائيم باو مِنَّا از نزديك خود رَحْمَةً بخششى از صحت و ثروت فَرِحَ بِها خوش شود بدان و شادى كند، مراد جنس مردمانست بدليل بخششى از صحت و ثروت فَرِحَ بِها خوش شود بدان و شادى كند، مراد جنس مردمانست بدليل قوله وَ إِنْ تُصِبْهُمْ و اگر برسد بايشان سَيِّئَةٌ بدى چون بيمارى و تنگدستى و پريشانى فَإِنَّ الْإِنْسانَ پس بدرستى كه آدمى اين هنگام كَفُورٌ سخت ناسپاس است و اصلا تامل و تفكر در سبب نعمت و نقمت نميكند، وضع ظاهر در موضع مضمر بجهت دلالت است بر آنكه جنس انسان موسومند بكفران چنان كه جاى ديگر ميفرمايد كه: إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ و اين حكم با آنكه مختص است بمجرمان جايز است اسناد آن بجنس انسان باعتبار آنكه اغلب ايشان آنانند كه نعمت را فراموش ميكنند و محنت را بزرگ ميشمرند، و ذكر تصدير شرطيه اولى به (إذا) و ثانيه به (إن) بجهت آنست كه إذاقه نعمت محقق و مستمر است و امريست عادى كه مقتضى بالذاتست بخلاف اصابت بليه، و چون او سبحانه ذكر إذاقه نعمت و اصابه بليت نمود بعد از آن بجهت بيان آنكه قسمت نعمت و بليت بمشيت و اراده او است ميفرمايد:
٤٩- لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مر خدايراست پادشاهى آسمانها و زمينها يَخْلُقُ ما يَشاءُ مىآفريند آنچه را ميخواهد يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إِناثاً اين بدل يَخْلُقُ است بدل بعض از كل، يعنى ميبخشد هر كه را ميخواهد دختران نه پسران وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ و مىبخشد هر كه را اراده ميكند پسران نه دختران.
٥٠- أَوْ يُزَوِّجُهُمْ يا جفت ميگرداند ايشان را ذُكْراناً وَ إِناثاً پسران و دختران يعنى هم پسران مىبخشد و هم دختران باين طريق كه از هر بطنى پسرى و دخترى ميدهد، يا از بطنى دو پسر و از بطن ديگر دو دختر، يا از بطنى پسرى و از بطن ديگر دخترى وَ يَجْعَلُ مَنْ يَشاءُ و ميگرداند هر كه را كه ميخواهد عَقِيماً بىفرزند إِنَّهُ عَلِيمٌ بدرستى كه خداى تعالى دانا است بمصلحت دادن و ندادن قَدِيرٌ توانا بآنچه مىبخشد و منع مىنمايد پس همه كارها بحكمت و اختيار ميكند، حاصل معنى آنست كه حق سبحانه احوال عباد را مختلف ساخته است در اولاد بحسب مقتضى مشيت پس بعضى را يك صنف كرامت فرموده كه آن ذكور است و يا اناث و برخى را هر دو صنف عطا نموده و جماعتى ديگر را هيچكدام نداده، و تقديم اناث بر ذكور با وجود تقدم ذكور بر