تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢١٢ - سوره الشورى(٤٢) آيات ١٠ تا ١٩
نبوت او برأى العين ميديدند، و على التقديرين حُجَّتُهُمْ داحِضَةٌ حجت ايشان بر ردّ نبوّت او باطل است و زايل عِنْدَ رَبِّهِمْ نزديك پروردگار ايشان چه بعد از وضوح حجت و ظهور ادله بر صحت نبوت حجت ايشان عناد محض و محض عناد است وَ عَلَيْهِمْ غَضَبٌ و بر ايشانست خشم خداى بجهت مجادله نمودن در ادحاض حق وَ لَهُمْ و مر ايشان را است عَذابٌ شَدِيدٌ عذابى سخت كه آن آتش نيرانست، و تسميه شبهه ايشان بحجت يا بر سبيل مزاوجتست و يا بنا بر زعم ايشان مجاهد گفته كه محاجه ايشان آن بود كه ميگفتند كه كتاب ما پيش از كتاب شما است و رسول ما پيش از رسول شما پس ما بهتر از شما باشيم و بحق اولى و احق، و گويند كه ضمير اللَّهِ راجع بحضرت رسالت است يعنى آنان كه مجادله نمودند در دين خدا بجهت نصرت مذهب خود پس از آنكه خداى دعاى آن حضرت را مستجاب كرد بر كفار بدر تا آنكه همه بدست اهل ايمان كشته شدند و بر كفار مكه و بنى مضر تا بقحط و غلا مبتلا شدند و از براى مستضعفين تا از دست كفار قريش خلاصى يافتند و غير آن از معجزاتى كه مثبت نبوت او بود و مستلزم الزام حجت بر ايشان پس مجادله اينجماعت و حجت ايشان باطلست و نابود و بر ايشانست غضب الهى و عقوبت نكال پادشاهى.
١٧- اللَّهُ الَّذِي خداى بحق آن كسى است كه أَنْزَلَ الْكِتابَ فرو فرستاد جنس كتاب را يا قرآن را از آسمان بِالْحَقِ براستى و درستى و خبر دادن از ماضى و مستقبل يا در اوامر و نواهى و ساير فرايض و احكام الهى وَ الْمِيزانَ و انزال فرمود طريق شرع را كه عدالت حقيقيست تا بندگان در جميع امور سويت را مرعى دارند و تسميه آن بميزان بجهت آنست كه ميزان آلت انصاف و سويتست ميان بندگان، و نزد بعضى مراد بميزان ترازويست كه معروف است كه بآن چيزى را بسنجند و حينئذ وجه عطفيت آن بكتاب اشتراك عدالت و سويتست بينهما و بنا بر اين مراد بانزال آن امر كردن او سبحانه است بآن و تعليم كيفيت وزن اشياء بآن تا حيفى بر بايع و مشترى واقع نشود و گويند كه مراد بميزان پيغمبر است كه در كمال سويت و اعتدالست و مؤسس اساس نصفت و معهّد قواعد عدالت پس مراد بانزال ارسال او باشد، و چون قيامت روز حساب است و وضع موازين قسط و عدالت از اينجهت بعد از ذكر ميزان بيان احوال قيامت ميكند و ميگويد كه وَ ما يُدْرِيكَ و چه چيز دانا كرد ترا، خطاب بحضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم است و مراد امت اويند، و ميتواند بود كه خطاب متوجه باشد بهر كه از شأن او تخاطب باشد، يعنى اى مكلف چه شناسا ساخت تو را بآمدن قيامت و چه دانى لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ شايد كه وقت قيام قيامت نزديك بود، پس تبعيت كتاب خدا كن و بشريعت او عمل نماى و بر عدل مواظبت نماى پيش از مفاجات روزى كه اعمال تو در موازين قسط سنجيده شود، و حكمت در اخفاى وقت آنست كه تا بندگان هميشه خوف را دثار خود سازند و بتوبه