تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٩٢ - سوره فصلت(٤١) آيات ٤٠ تا ٤٩
بقرآن كه بهترين ياد كردنست هنگامى كه آمد بديشان مخفى نمىشوند بر ما بافعال و اقوال يا معذب مىشوند بهلاكت و انواع نكال وَ إِنَّهُ و بدرستى كه قرآن لَكِتابٌ عَزِيزٌ هر آينه كتابى است ارجمند و گرامى نزد حضرت بارى و گويند كه قرآن بجهت آن عزيز است كه كلام رب عزيز است كه ملك عزيز برسول عزيز آورده براى امت عزيز، يا نامه دوست است بنزديك دوست و نام دوست نزد دوستان عزيز باشد، و گفتهاند عزيز است باين معنى كه هيچكس قادر نيست بر اتيان نمودن بمثل آن، يا عزيز است باعتبار آنكه مصونست از تغيير و تحريف يا بآن اعتبار كه بر اتم صفات احكام است يا بجهت اشتمال آن بر كثرت نفع، يا آنكه واجبست كه او امر و نواهى آن را عزيز دارند و اصلا از آن تجاوز ننمايد.
٤٢- لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ اين صفت بعد از صفت است يعنى قرآن كتابيست كه نيامد بآن هيچ باطل مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ از پيش وى وَ لا مِنْ خَلْفِهِ و نه از پس وى يعنى از هيچ جهت باطلى بسوى آن راه نيابد پس بطعن طاعن و تأويل مبطل مطعون و متأول نگردد [١] چه هر كه در صدد طعن و ابطال او درآمد قول او ممحوق و تأويل او مضمحل و نابود شد و مع هذا بأقبح وجهى هلاك شده بعذاب ابدى و عقوبت سرمدى گرفتار گشت، و از امام محمّد باقر و امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليهما مرويست كه معنى مراد آنست كه در اخبار ماضى و مستقبل وى دروغى نباشد بلكه جميع چيزهاى آن مطابق واقع است و موافق نفس الامر؛ و ضحاك گفته كه معنى بر اينوجه است كه پيش از او هيچ كتابى نيامد كه مبطل آن بوده باشد و بعد از اين هيچ كتابى نيايد كه حكم ببطلان آن كند، و اينقول از ابن عباس و كلبى و مقاتل منقولست، و قتاده و سدى گويند كه مراد از باطل شيطان است يعنى شيطان نتواند بود كه از آن حقى را ناقص سازد يا كلام باطل در او زياده كند پس زياده و نقصان در او را نيابد، حسن بصرى گفته كه معنى آنست كه اول تنزيل تا آخر مصونست از باطل و ما لا يعنى، و گويند كه مراد آنست كه به هيچ وجه از وجوه راه تناقض و كذب و تعارض بر او گشوده
[١] علامه طبرسى (ره) در مجمع البيان و مرحوم مؤلف در اين كتاب راجع بتوجيه و تفسير اين آيه مباركه پنج وجه از مفسرين نقل كردهاند و نيكوترين اين وجوه پنجگانه آن وجهيست كه مروى از امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهما السلام است كه فرمودند: يعنى نيست در اخبار قرآن از امور گذشته و نه در اخبار آن از امور آينده باطلى و دروغى بلكه تمام اخبارهاى قرآن مطابق واقع و نفس الامر است و پوشيده نماند كه حقتعالى بنا بر ظاهر دو جهت را اختصاص بذكر داده (قدام و خلف) ولى محتمل است كه مراد عموم جهات باشد و چون اين دو جهت از سائر جهات سته ظاهرترند و بيش از جهات ديگر مورد توجه و اعتبار واقع ميشوند از اينرو اين دو جهت را نامبرده است و بنا بر اين مفاد آيه چنين است كه از هيچ جهتى و به هيچ وجهى هيچگونه باطلى در قرآن راه نيابد نه دروغ نسبت باخبار از گذشته و آينده و نه تناقض و تعارض و اختلاف و نه تحريف و تغيير و زياده و نقصان و نه غير ذلك.