تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٧٦ - سوره فصلت(٤١) آيات ١٠ تا ١٩
فرمودهايم طَوْعاً در حالتى كه فرمان بريد فرمان بردنى أَوْ كَرْهاً يا كراهت داشته باشيد كراهت داشتنى اگر بطوع و رغبت و اگر بكراهت كه شما را از آنچه امر نمايم چاره نيست، مراد از اين كلام تصوير اثر قدرت او است در مقدورات و اظهار كمال اقتدار و وجوب وقوع مراد او پس ايشان در حكم مأمور مطيعاند كه فعل امر مطاع بر ايشان وارد شود نه آنكه اين سؤال و جواب بر سبيل حقيقت باشد پس اينقسم از مجاز تمثيل باشد و بر اين قياس است آنچه از ابن عباس مرويست كه حق سبحانه آسمان را گفت كه ماه و ستارگان در ذات تو خلق نمودهام ظاهر ساز و زمين را فرمود كه انهار و اشجار و اثمار خود را بيرون آور قالَتا گفتند آسمان و زمين أَتَيْنا آمديم بهر چه فرمودى طائِعِينَ در حالتى كه فرمان برندگانيم، و گفتهاند كه مراد باتيان و امتثال تكوين ذات آنها است بر وفق مراد بدون امتناع ايشان و منع غيرى و بيكلفتى و مشقتى، نزد بعضى آنست كه حق سبحانه زمين و آسمان را قدرت داد بر تكلم و بعد از آن خطاب كرد بايشان و بنا بر اين سؤال و جواب از روى حقيقت باشد نه بر سبيل مجاز، در خبر آمده كه چون حق سبحانه خطاب بزمين كرد موضع كعبه معظمه زادها اللَّه تعالى شرفا پيش از همه اجزاى زمين بجواب أَتَيْنا طائِعِينَ تكلم نمود و بعد از آن اجزاى ديگر كه در ريلى آن بود و بر همين ترتيب تا تمام اجزاى زمين اعتراف بطوع خود نمودند و از اين جهت حق تعالى آن موضع را كعبه اسلام و قبله انام گردانيد و اختيار طائعين بر طايعات با آنكه اينها غير ذوى العقولند باعتبار آنست كه بخطاب ذوى العقول مخاطب گشتند و بجواب من بعقل مجيب شدند، و ايثار جمع بر تثنيه باعتبار طبقات هر يك از آنها است و لهذا ضمير جمع را راجع بسماء داشته و فرموده كه:
١٢- فَقَضاهُنَ پس محكم گردانيد آسمان را و بپرداخت از خلق آن سَبْعَ سَماواتٍ فِي يَوْمَيْنِ در حالتى كه هفت آسمان بودند و احتمال دارد كه ضمير مبهم باشد و سَبْعَ سَماواتٍ تميز ان يعنى تمام ساخت هفت آسمان را در مدت دو روز كه آن پنج شنبه بود و جمعه و چون كه اتمام ايجاد جميع مخلوقات در روز جمعه بود از اين جهت باين اسم مسمى شد و گويند كه حق سبحانه در روز پنج شنبه جميع سماوات را خلق نمود و در روز جمعه شمس و قمر را و ساير نجوم و در ساعت آخر آن آدم را و در همين ساعت قيامت را قايم سازد وَ أَوْحى فِي كُلِّ سَماءٍ و وحى فرمود در هر آسمان أَمْرَها كار آن را يعنى مقرر كرد شأن هر فلكى و آنچه از آن آيد از تدابير و مصالح
و سپس آسمانها را و اما زمين در بدو تكون غير مدحوه بود و پس از خلق آسمانها مدحوه گرديد كه وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها و شايد كريمه فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً نيز اشاره باشد بآنكه خداوند توانا مواد گازى و سديمى منتشره در فضا را مورد امر قرار داده فرمود: بيائيد و گرد يكديگر جمع شويد طوعا يا كرها و چون ذرات لطيفهاى كه ماده آسمان و هم ذراتى كه ماده زمين بود گرد همديگر مجتمع گشتند و بهم پيوستند زمين و آسمان خلق شد (و اللَّه العالم بحقايق الاشياء)