مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٧ - سرمایه خُلق نیک
هادی و پیشرو دیگرانند از حدود منطقه و رنگ و نژاد و زبان و خصوصیات یک ملت بالخصوص خارج میباشند؟ برای آنکه عظمت و رفعت آنها آنان را در مقامی قرار داده که با همه قارّهها و منطقهها، رنگها و نژادها، زبانها و عادتها نسبت متساوی دارند. دنیا به این حقیقت معترف است که بزرگان علم و دانش و اخلاق و معنویت متعلق به همه جهان میباشند.
رسول خدا فرمود: اگر میخواهید وجود شما مثل ابر و باران و ماه و خورشید، نعمت شامل و جامعی بشود که به همه احاطه پیدا کند، رفعت و عظمت پیدا کنید. چه رفعت و چه عظمتی؟ رفعت و عظمتی که از صفات عالی انسانیت برای انسان پیدا میشود، رفعت و عظمتی که وابسته به مال و ثروت نیست که خطر دزدیدن و سوختن و غرق شدن داشته باشد، وابسته به مقام اجتماعی نیست که با یک تصمیم مافوق یکباره معدوم شود؛ رفعت و عظمتی که با روح و جان شما یکی بشود.
تزاحمها و تصادمها و تنازعها مولود محدودیت و ضیق است. وقتی که طالب زیاد شد و مطلوب کم، وقتی گرسنه زیاد شد و طعمه وافی نبود، خواه ناخواه جنگ و نزاع و خونریزی پیدا میشود. اما این نکته را باید در نظر داشت که گاهی نه ضیق است و نه محدودیت و در عین حال مزاحمت وجود دارد، و آن در وقتی است که روح انسان گرفتار ضیق و محدودیت یعنی نظرتنگی و حرص و آز بشود. در این وقت است که برای بشر یک حالت سبعیت و درندگی پیدا میشود، حاضر است برای نیم دانگ که به خودش برسد موجبات زیان و بدبختی دیگران را فراهم سازد.
آدمی که گرفتار حرص و طمع است نمیتواند در فکر سایر افراد مسلمانان بوده باشد و در حقیقت نمیتواند یک مسلمان واقعی بوده باشد، زیرا رسول اکرم فرمود:
اگر کسی صبح از بستر برخیزد و در نیتش اصلاح امور مسلمانان نباشد، او مسلمان نیست. و هم رسول اکرم فرمود: مسلمان کسی است که سایر افراد مسلمانان از دست و زبان او در آسایش بوده باشند. و بدیهی است که اختصاص به دست و زبان ندارد؛ مقصود این است که یک فرد مسلمان باید مجموعه اعمال و افعالش در جهت خیر مسلمانان بوده باشد. در چه وقت مجموعه اعمال و افعال یک فرد در جهت خیر جامعه خواهد بود؟ در وقتی که روحیه فرد صددرصد روحیه اجتماعی باشد، خود را جزو لاینفک اجتماع بداند، حیات و سعادت و شقاوت و همه چیز خود را وابسته به اجتماع بداند.