مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٢ - تقوا و روشن بینی
مقصود این است که مرد با ایمان به موجب ایمانی که دارد همواره دل و روح خویش را از آلایشها پاک نگه میدارد و نمیگذارد آینه روحش با غبار حسادت و کینه توزی و خودخواهی و عناد و لجوج و تعصب مکدّر شود و برای عقل که نور خداست حجابی و پردهای پدید آید و لهذا از این نور خدایی حداکثر استفاده را میبرد و بیپرده حقایق را مشاهده مینماید.
بین دل که کانون احساسات و عواطف است و عقل که کانون مشاعر و ادراکات است ارتباط و پیوستگی برقرار است. از دل محبت و آرزو و میل و عاطفه برمیخیزد و از عقل فکر و منطق و استدلال و استنتاج سر میزند. اگر بخواهیم عقل را در کار فکر و منطق و استدلال و استنتاج آزاد بگذاریم باید میلها و عواطف نیک و بد خود را تحت نظر بگیریم. اگر بر ما طمع و حرص حکومت کند، اگر اسیر عناد و لجاج و تعصب باشیم، اگر گرفتار عقده حسادت و کینه توزی باشیم و این آتشها در وجود ما شعلهور باشد، باید بدانیم که از این آتشها که هیزمش جز وجود ما و سلامت خود ما و اعصاب و قلب و اعضای خود ما چیزی نیست دودهای تیره برمیخیزد و فضای روح ما را تیره و تار میکند. وقتی که تیرگی فضای روح را گرفت، چشم عقل نمیتواند ببیند. علی علیه السلام میفرماید:
بیشتر زمین خوردنهای پهلوان عقل همانا در فضای حکومت طمعهاست [١] و نیز علی علیه السلام میفرماید:
خودبینی و بزرگ بینی انسان نسبت به خود (که از آن به «عُجب» تعبیر میشود) یکی از حاسدان عقل و خرد اوست [٢] شاعر عرب میگوید:
[١]. نهج البلاغه، حکمت ٢١٩[٢]. نهج البلاغه، حکمت ٢١٢