مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣ - خداشناسی، پایه و اساس دین
سوره مبارکه اعراف میفرماید [١]:
و چون کار بدی کنند عذر آورند که پدران خویش را اینچنین یافتهایم، گذشتگان ما اینطور عمل میکردهاند و ما بر راه و روش آنها هستیم. عذر دیگر که میآورند این است که دستور دین هم همین است، کار ما بر موازین شرعی و دینی منطبق است. توای پیغمبر به اینها بگو که خدا هرگز به کار بد امر نمیکند، چرا جاهلانه به خداوند نسبتهای دروغ میدهید؟.
مفاد این آیه این است که اگر اصل توحید این مردم درست بود و اگر خدا را به صفات علیا و اسماء حسنی شناخته بودند، اگر خدا را به عدل و حکمت و عنایت شناخته بودند، اگر میدانستند که در فیض و لطف خدا تبعیضی نیست، هرگز به این بدعت و این خرافه تفوّه نمیکردند، هرگز کارهای زشت خود را منطبق با موازین دینی فرض نمیکردند؛ اگر خدا را میشناختند میدانستند که خدا دستور ظالمانه نمیدهد، خدا نمیگوید یکی حق دیگری را پامال کند و محصول دسترنج او را بدون استحقاق بخورد و نام دین به آن بدهد، خدا اجازه نمیدهد که فردی بیکار و بیعار در اجتماع بگردد و کلّ بر سایر افراد باشد، باری بر دوش اجتماع باشد و خودش باری از دوش کسی برندارد و آنگاه چنین وانمود کند که رضای خدا و دستور خدا و فرمان خدا همین است و بس.
آری، حرف اول دین خداشناسی است. الفبای دین خداشناسی است؛ همان طوری که اساس معلومات یک شاگرد مدرسه این است که قدرت خواندن کتاب در او پیدا شود؛ تا نتواند بخواند نمیتوان دروس مشکل طبیعی و ریاضی و ادبی را به او آموخت، و پایه اول خواندن که شاگرد استعداد خواندن پیدا کند این است که شاگرد حروف شناس شود، یعنی حروف زبانی را که با آن زبان تحصیل میکند تمیز دهد، پس اگر شاگرد از اول حروف شناس نشود قدرت خواندن در او پیدا نمیشود و اگر قدرت خواندن در او پیدا نشود هیچ درسی را یاد نخواهد گرفت.
در درس عملی و تربیتی و فکری دین، خداشناسی به منزله حروف شناسی دین
[١]. اعراف/ ٢٨