مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣١ - شجاعت و دفاع از حقوق اجتماعی
در اغلب زمانها شعرا همان جور هستند و در میان آنها افراد معدودی مثل اقبال لاهوری، شاعرمسلکی پیدا میشود که شعر را در خدمت هدف خودش قرار داده نه اینکه آن را به عنوان یک هنر هرجا که شد مصرف کند. قرآن میگوید: الَمْ تَرَ انَّهُمْ فی کلِّ وادٍ یهیمونَ. در وادیهای مختلف حیرانند: یک روز مدح این، یک روز مدح آن، یک روز در این موضوع، یک روز در آن موضوع، یک روز یک چیزی را مدح میکند، روز دیگر همان چیز را مذمّت میکند، که مظهر تامّ و تمام بیمسلکی است.
ولی الَّا الَّذینَ امَنوا مگر شعرای با ایمان و به قول ما مسلکی و هدفدار که شعرشان در خدمت ایمانشان است. امروز اگزیستانسیالیست ها میگویند ادبیات متعهد، شعر متعهد. حرف قرآن تقریباً همین مطلب است؛ با شعر مخالفت میکند مگر با شعر متعهد: الّا الَّذینَ امَنوا ... وَانْتَصَروا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِموا مگر آنان که مظلوم واقع شدند و با شعر دارند انتصار میکنند و کمک میخواهند، یعنی شعری که شعار یک مظلوم است در برانگیختن مردم علیه ظالم.
در اینجا هم تعبیر قرآن تعبیر مطلق و اعمّی است [و اختصاص به مرد یا زن ندارد.] همچنین امیرالمؤمنین در تعبیراتشان در نهج البلاغه دارند که: لایمْنَعُ الضَّیمَ الذَّلیلُ وَ لا یدْرَک الْحَقُّ الّا بِالْجِدِّ [١]. میفرماید: آدم ذلیل و زبون هرگز نمیتواند ضیم (یعنی خواری و ذلّت ظلم) را از خودش دفع کند، و به حق نتوان رسید مگر با جدّیت و تصمیم.
اینها به تعبیر اصولیون یک عموماتی است که آبی [٢] از تخصیص است. اصولیین یک حرف بسیار زیبا و خوبی دارند، میگویند بسیاری از عمومات (یعنی کلّیات) قابل استثناء است؛ یک قاعده، یک قانون را ذکر میکنیم، بعد برایش استثناء ذکر مینماییم. ولی بعضی از عمومات و کلّیات است که آبی از استثناء است؛ یعنی اصلًا لحن و منطق و طرز بیانش میگوید من استثناء ناپذیر هستم، و اساساً استثناء برای آن معنی ندارد.
[١]. خطبه ٢٩[٢]. [یعنی اباکننده]