مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠٨ - روح زمان
که میگویند خداوند اخلاق خوب را به انسان الهام میکند. البته هگل قائل به خداست ولی اینجور میگوید که روح جامعه و روح زمان خلق خوب را الهام میکند، و دو تفاوت میان نظر او و نظر سایر طرفداران الهام هست:
١. او ملهِم را روح جامعه و روح زمان میداند و آنها ملهِم را خدا و ماوراء طبیعت میدانند.
٢. آنها ملهِم را یک امر ثابت و یکنواخت و مطلق میدانند و او ملهِم را یک امر متغیر و نسبی و تابع شرایط زمان میداند که زود به زود [عوض] میشود. از نظر او الهام کننده، خودش با تغییرات زمان تغییر میکند و [الهامات قبلی را] نسخ مینماید.
این فکر از آن افکاری است که روی اروپاییها و در نتیجه روی دنیا زیاد اثر گذاشت، یعنی پایه معیارهای ثابت را متزلزل کرد. یکی از دوستان میگفت که در یکی از کنفرانسهایی که در خارج دادم اینها را مورد حمله قرار دادم، گفتم شما فرنگیها یک روزی قائل به روح القدس بودید و از روح القدس الهام میگرفتید و یک روزی هم از روح زمان الهام میگیرید. بدبختی شما از آن روزی شروع شد که به روح زمان معتقد شدید و همان اهمیت و ارزشی را که برای روح القدس قائل بودید برای روح زمان قائل شدید و در نتیجه تمام اصول و معیارهای ثابت را از دست دادید و فقط به اقتضای زمان توجه کردید که زمان چنین و چنان اقتضا میکند. روح زمان یعنی چه؟! چه کسی چنین روحی را کشف کرده که جامعه حتماً رو به تکامل میرود و این روح زمان است که دارد افراد را به پیش میبرد و صحنهها که تغییر میکند حتماً براساس روح زمان است. ولی به هر حال چنین فکری و چنین نظری در میان اروپاییها بوده است، که اگر این سخن را بگوییم مسلّم باید اخلاق را نسبی بدانیم.
یک نکته دیگر هم هست- اگرچه من این را در نوشته هایشان ندیدهام ولی خیال میکنم منظورشان همین است- و آن اینکه روح زمان چگونه عمل میکند؟
آیا مثلًا سر یک قرن که میرسد فکرها را یکدفعه تغییر میدهد، یا اینکه تدریجاً فکرها تغییر میکند؟ تدریجاً هم که تغییر کند آیا عدهای به اصطلاح پیشرو هستند که آنها اول الهام میگیرند و بعد دیگران از آنها الهام میگیرند؟ آیا همیشه یک طبقه پیشرو و روشنفکر در جامعه وجود دارد که اینها حکم پیغمبران را دارند، منتها