مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٦ - چرا بشر نیاز به روش اخلاقی و تربیتی دارد؟
مبحث دیگری را که هم تناسب زمانی داشته باشد و هم تناسب مکانی، هم مربوط به تعلیم و تربیت و اخلاق باشد و هم ضمناً تشریح و توضیحی باشد از یکی از فصول زندگانی حسین بن علی علیه السلام مطرح کنم، و شاید مناسب بود که عنوان مطلب را «انضباط اخلاقی» قرار میدادم ولی عنوان دیگری را که مقدمه آن مطلب است مطرح میکنم و آن «مسئله خودی در اخلاق» است که فصل مهمی است و اولین فصل اخلاق فصل خودی میباشد. «فصل خودی» یعنی چه؟ اولًا همانطور که میدانید گذشته از بعضی روشها و سیستمهای اخلاقی که به تربیت و عادتهای اجتماعی و تربیتی چندان اهمیت نمیدهند، بلکه مخالف آن و طرفدار بازگشت انسان به طبیعت اولیه هستند- و ما فعلًا به اینها کاری نداریم و نظریه آنها هم مردود شناخته شده است- سایر مکاتب اخلاقی بالاخره نوعی اخلاق، یک روش خاص اخلاقی، یک سیستم مخصوص تربیتی را برای بشر لازم و ضروری میدانند، منتها یکی میگوید فلان روش و سیستم اخلاقی و تربیتی خوب است و دیگری روش و سیستم دیگری را پیشنهاد میکند.
چرا بشر نیاز به روش اخلاقی و تربیتی دارد؟
حال در زندگی بشر، اخلاق و تربیت و ایجاد عادتها (که به قول معروف طبیعت ثانوی میباشند)، ایجاد طبیعت ثانوی و ملکات مصنوعی در روح بشر که «خُلق» نامیده میشود، چه ضرورتی دارد و چطور شده که ضرورت پیدا کرده است؟ این خودش یک داستانی است، یک فصلی است و مربوط به ساختمان بشر میباشد و آن اینکه بشر گویی از لحاظ غریزه ناقص آفریده شده است. یعنی چه ناقص آفریده شده؟ در خلقت که چیزی ناقص آفریده نشده است. مقصود این است: هر حیوانی از لحاظ غریزه و صفات طبیعی، متناسب با زندگی خودش در طبیعت مجهز شده است، ولی خدای تبارک و تعالی بشر را طوری آفریده است (وَ خُلِقَ الْانْسانُ ضَعیفاً) [١] که با اینکه استعداد او از لحاظ ترقی و تکامل از هر حیوانی بیشتر است ولی از لحاظ غریزه و صفات اولیه طبیعی که برایش لازم و ضروری است، بسیار ضعیف و ناقص میباشد و گویی در خودِ طبیعت بشر این استعداد را قرار داده است که بشر برای
[١]. نساء/ ٢٨ [ترجمه: انسان، ضعیف آفریده شده است.]