مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩١ - تکامل جامعه
وجود میآید با یک وسایل تولید [١] بالخصوص، بعد در درون همین جامعه تدریجاً یک نوع تضادی که در واقع تضاد میان زیربنا و روبناست به وجود میآید، و تضاد کم کم منجر به انقلاب میشود. ما این حساب را باید همیشه در دست داشته باشیم که جامعه همواره تقسیم میشود به دو طبقه: طبقه وابسته به وضع سابق و طبقه وابسته به ابزار تولید جدید. طبقه وابسته به وضع سابق میخواهد روبنای سابق را که متناسب با ابزار تولید سابق بوده حفظ کند، و طبقه دیگر طبقهای است که وابسته به ابزار تولید جدید است و میخواهد روبنای جدید برای جامعه بسازد. این کشمکش در میگیرد ولی جبراً منتهی به پیروزی طبقه وابسته به ابزار تولید جدید خواهد شد.
حال هرکار که به سود طبقه وابسته به گذشته جامعه باشد، آن کار ضد اخلاق است، هر شکلی بخواهید به آن بدهید و هر اسمی بخواهید روی آن بگذارید. اگر شما بگویید در این شهر مردمی هستند مستمند، فقیر، برهنه، گرسنه و احیاناً از گرسنگی میمیرند، بیمار دارند و دیگر کاری نیکتر و اخلاقیتر از این پیدا نمیشود که من شکمهای یک عده مردم فقیر بیچاره گرسنهای را سیر کنم، برهنه هایشان را بپوشانم و بیمارهایشان را معالجه کنم؛ میگوید: نه، این کافی نیست، باید ببینی که این کار تو در چه جهتی است؟ آیا این کار تو جامعه را زودتر به انقلاب میکشاند (تکامل یعنی انقلاب، انقلاب هم یعنی تکامل) یا انقلاب را به تأخیر میاندازد؟ اگر این کار تو سبب تسریع انقلاب میشود اخلاقی است، و اگر سبب تأخیر انقلاب میشود ضد اخلاقی است. در مقابل، هرکاری که به نظر شما از آن کار بدتر و ضد اخلاقیتر نیست، آن را هم میگوید همینطور است. مثلًا فرض کنید مردم ظالم و ستمگری هستند و من میتوانم کاری بکنم که جلو ظلم آنها را بگیرم. میگوید: این کافی نیست برای اینکه بگوییم کار تو خوب است، باید ببینیم در نهایت امر چه اثری به جامعه میبخشد. ای بسا کارهایی که شما آنها را کار اخلاقی و خیر میدانید سبب بشود که انقلاب به تأخیر بیفتد، و انقلاب که به تأخیر بیفتد یعنی تکامل به تأخیر افتاده. مثلًا اگر بنا بشود که سعی شما در سیر کردن شکمها و پوشاندن برهنهها و دارو رساندن به بیماران باشد، این سبب تسکین خاطر مردم محروم میشود،
[١]. وسایل تولید یعنی ابزارهایی که انسان با آن ابزارها وسایل زندگیاش را به وجود میآورد.