مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٥ - نظر کانت
او میگوید: هر کاری را که انسان به حکم اطاعت بلاشرط [١] وجدان انجام بدهد یعنی فقط به این دلیل انجام بدهد که قلبم به من دستور میدهد، دلم به من فرمان میدهد، وجدانم فرمان میدهد، و هیچ غرض و غایتی نداشته باشد، [چنین کاری یک کار اخلاقی است.] برعکسِ آن نظر اول که میگفت غایتْ دیگری باشد، این نظر به اصطلاح درونگرایی میکند. آن نظریه برونگرا بود و این نظریه درونگراست؛ میگوید: آن وقت یک فعل، فعل اخلاقی است که شکل اطاعت محض از وجدان را داشته باشد بدون آنکه هیچ شرطی و هیچ غایتی در نظر گرفته شده باشد، به طوری که اگر از شخص بپرسند: چرا این کار را میکنی؟ بگوید: چون وجدانم میگوید. غیر از اینکه وجدان گفته، [به خاطر] چیز دیگری نباشد. اگر بگویی این کار را من برای فلان هدف دیگر انجام میدهم، میگوید دیگر اخلاقی نیست. پس این شخص معیار فعل اخلاقی را انجام تکلیف فطری وجدانی میداند به شرط اینکه این انجام تکلیف، بلاشرط صورت بگیرد. او اخلاق را فقط و فقط در وجدان میبرد، قائل به وجدان و الهام فطری است. البته حرفش تا اندازهای حرف درستی است. ما در قرآن کریم میخوانیم: وَ نَفْسٍ وَ ما سَوّیها. فَالْهَمَها فُجورَها وَ تَقْویها [٢].
وقتی که این آیه کریمه نازل شد: تَعاوَنوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْوی وَ لا تَعاوَنوا عَلَی الْاثْمِ وَ الْعُدْوانِ [٣] مردی به نام وابصه آمد خدمت رسول اکرم صلی الله علیه و آله. قبل از آنکه سؤالش را طرح کند رسول اکرم فرمود: وابصه! آیا بگویم آمدهای چه از من بپرسی؟ آمدهای از من بپرسی که «برّ» و «اثم» چیست؟ گفت: بله یا رسول اللَّه، اتفاقاً برای همین آمدهام.
نوشتهاند پیغمبر اکرم دو انگشتشان را به سینه وابصه زدند و فرمودند: یا وابِصَةُ اسْتَفْتِ قَلْبَک، اسْتَفْتِ قَلْبَک این را از قلبت استفتاء کن، این فتوا را از دلت بخواه. یعنی خداوند تشخیص برّ و تقوا را و در نقطه مقابل تشخیص اثم را در فطرت انسان قرار داده و مسائل فطری را دیگر لازم نیست انسان برود از دیگری بپرسد، بلکه باید از قلب و وجدان خودش بپرسد. جواب را از همین جا میگیرد. حال نمیخواهم بحث تفصیلی عرض بکنم که در اینجا خیلی مطلب هست. این هم یک نظر.
بنا بر سه نظریه اول، اخلاق از مقوله محبت بود ولی بنا بر این نظر اخلاق از
[١]. «بلاشرط» را مخصوصاً قید میکند.[٢]. شمس/ ٧ و ٨ [قسم به نفس و آن که او را معتدل ساخت و به او شر و خیرش را الهام کرد.][٣]. مائده/ ٢ [در نیکوکاری و تقوا با یکدیگر همکاری کنید و در گناه و ستم همکاری نکنید.]