مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٤ - زیبایی منحصر به زیبایی مربوط به غریزه جنسی نیست
است: کتَحْریک الْمَعْشوقِ لِلْعاشِقِ وَ تَحْریک الْمُعَلِّلِ لِلْمُتَعَلِّلِ [١]. چنین چیزی میگویند. در این زمینه سخن بسیار است. وحشی بافقی شعرهایی دارد راجع به «میل» که میل و جاذبه در تمام ذرات عالم وجود دارد. بعد میگوید فیلسوفان این را عشق مینامند. به هرحال هرجا که زیبایی هست جاذبه وجود دارد، عشق و طلب وجود دارد، حرکت و جنبش وجود دارد، ستایش و تقدیس وجود دارد.
زیبایی به دنبال خودش ستایش و تقدیس میآورد.
زیبایی منحصر به زیبایی مربوط به غریزه جنسی نیست
حال، آیا زیبایی منحصر است به زیبایی یک انسان، آنهم زیباییهایی که دو جنس مخالف انسان از یکدیگر درک میکنند خصوصاً در جنس زن؟ و وقتی میگویند «زیبا» یعنی مثلًا اندام و چهره یک زن زیبا؟ و دیگر غیر از این در عالم، زیبایی وجود ندارد؟ افرادی که از زیبایی چیز درستی درک نمیکنند اینجور خیال میکنند. ولی در طبیعت هزاران نوع زیبایی وجود دارد در جمادات، نباتات و حیوانات، در آسمان، زمین و دریاها. کیست که زیبایی را در گلها درک نکند؟! خیلی افراد شاید از گل فقط بوی خوش را درک میکنند در صورتی که آنهایی که چشمشان زیبایی را درک میکند، در گلْ زیبایی را بیش از بوی خوش درک میکنند، یعنی برایش بیشتر اهمیت قائل هستند. زیبایی گلها، زیبایی درختها، زیبایی جنگلها، زیبایی دریاها، زیبایی کوهها، زیبایی آسمانی که بالای سر انسان است، زیبایی افق، زیبایی سپیده دم، زیبایی طلوع آفتاب، زیبایی غروب آفتاب، زیبایی شفق، هزاران نوع زیبایی و جمال محسوس در عالم طبیعت وجود دارد.
تمام زیباییها که منحصر به آن زیباییای که با شهوت جنسی انسان سر و کار دارد نیست. آن کسی که زیبایی را منحصراً در شهوت جنسی درک میکند، در حقیقت اصلًا زیبایی را درک نمیکند. زیبایی تنها مربوط به غریزه جنسی انسان نیست که تا میگویند «زیبایی» بعضی اشخاص فوراً فکر میکنند یعنی مسائل مربوط به غریزه جنسی. اینجور نیست. در خود طبیعت هزاران نوع زیبایی وجود دارد. تازه اینهایی که ما گفتیم، زیباییهای مربوط به قوّه باصره و چشم بود. سامعه، لامسه،
[١]. [مانند به حرکت درآوردن معشوق عاشق را، و به حرکت درآوردن علت معلول را.]