مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٤ - نظر کانت
عادی میشد، یعنی به آنها دستور دادیم. بلکه میفرماید: وَ اوْحَینا الَیهِمْ فِعْلَ الْخَیراتِ خود کار را وحی کردیم، یعنی خود کار را به آنها الهام کردیم.
نظر کانت
در دنیا بودهاند کسانی در مشرق و مغرب (در مشرق اسلامی خودمان زیاد و در مشرق غیر اسلامی و دنیای مغرب هم کسانی) که به چنین وجدان مستقلی در بشر ایمان و اعتقاد دارند که واقعاً خدا به بشر چنین وجدانی عنایت فرموده است. یکی از آنها کانت فیلسوف معروف آلمانی است که در دنیا او را یکی از بزرگترین فلاسفه جهان و همردیف ارسطو و افلاطون در نبوغ میدانند و فیلسوف خیلی فوق العادهای است. کانت کتابی دارد در باب عقل نظری و کتابی در باب عقل عملی، و در عقل عملی در باب اخلاق و ریشه اخلاق و فلسفه اخلاق بحث کرده است و بیشتر اهمیت حرفهایش هم در مسائل حکمت عملی و اخلاق عملی است. این مرد در فلسفه خودش معتقد است که فعل اخلاقی یعنی فعلی که انسان آن را به عنوان یک تکلیف، از وجدان خودش گرفته باشد. فعل اخلاقی یعنی فعلی که وجدان گفته بکن و انسان هم بدون چون و چرا- نه برای هدف و غرضی- صرفاً و صرفاً برای اطاعت امر و فرمان وجدان، آن را انجام میدهد. پس فعل اخلاقی یعنی فعلی که ناشی از فرمان وجدان است. او درباره وجدان و ضمیر انسان خیلی حرفها دارد. جملهای دارد که آن را- یا به وصیت خودش و یا به انتخاب دیگران- بر لوح قبرش نوشتهاند. جملهای بسیار عالی است. گفته است:
دو چیز است که انسان را همواره به اعجاب وا میدارد و هرچه آنها را مطالعه میکند بر اعجابش میافزاید: یکی آسمان پر ستارهای که بالای سر ما قرار گرفته است، و دیگر وجدانی که در ضمیر ما قرار دارد.
اساساً در این مکتب، اخلاق، وجدان فطری انسانی است که خدای متعال به هر انسانی داده است.
در روان شناسی بحثی است طولانی راجع به وجدان یا وجدانهای انسان و به تعبیری که مناسب با حرفهای خودمان باشد، راجع به امور فطری انسان که چه