مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٣ - اخلاق هندی
اخلاق هندی
اخلاق هندی اخلاق عاطفی است، یعنی تکیه گاه در اخلاق هندی عاطفه است، همچنان که در اخلاق مسیحی هم شاید بتوان گفت یگانه تکیه گاه، عاطفه و محبت است. گاندی در کتابی که از او منتشر کردهاند به نام این است مذهب من- و یکی از فرنگیها مقدمه بسیار جامعی بر آن نوشته و خلاصه کتاب را در آن مقدمه آورده است- میگوید: من از مطالعه اوپانیشاد ها [١] به سه اصل رسیدم:
یک اصل اینکه در همه دنیا یک معرفت، یک شناخت وجود دارد و آن شناخت ذات است [٢]. در عالم فقط یک معرفت وجود دارد و آن معرفت نفس است، یعنی خودشناسی. در باب معرفت، تکیه گاه فرهنگ هندی معرفة النفس است، یعنی اینکه انسان خود را باید بشناسد، خود را باید کشف کند. تمام ریاضتهای هندی هم برای رسیدن به این مطلب است. میگوید: این را فهمیدم که یک اصل این است که در همه جهان یک معرفت و یک شناخت وجود دارد و آن شناخت و کشف کردن خود است.
اصل دوم اینکه هرکس خود را شناخت خدا را شناخته است و جهان را [٣]. این هم حرف درستی است.
این هر دو اصلی که او میگوید، در کلمات پیغمبر اکرم و امیرالمؤمنین هست. در کلمات امیرالمؤمنین در نهج البلاغه نیست ولی در غُرر و دُرر آمُدی هست.
میفرماید:
مَعْرِفَةُ النَّفْسِ انْفَعُ الْمَعارِفِ [٤].
شناخت خود از هر شناختی سودمندتر است.
[١]. اوپانیشاد ها مجموعه کتب مذهبی هندویی در قدیم و از چند هزارسال پیش است و جزء کتابهای مهم دنیا به شمار میرود. استاد بزرگوار ما علّامه طباطبایی (سلّمه اللَّه تعالی) چند سال پیش که این کتاب را مطالعه کرده بودند خیلی اعجاب داشتند، میگفتند معانی فوق العاده عمیقی در این کتاب وجود دارد. الآن هم دنیای اروپا برای این کتاب اهمیت فراوانی قائل است.[٢]. در ترجمه کلمه «ذات» را نوشته بودند. من حدسم خیلی قوی است که باید بجای ذات، کلمه «نفس» ترجمه میکردند.[٣]. از اینجاست که میگویم باید ترجمه میکرد معرفت نفس، نه معرفت ذات.[٤]. غرر و درر آمدی، ص ٧٦٨، فصل ٨٠، حدیث ١٥١