مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٢ - حرکت دادن اهل بیت به سوی کوفه
حرکت دادن اهل بیت به سوی کوفه
شب دوازدهم محرم و شب دوم عزاداری اهل بیت است. دومین شبی است که اینها عزادارند. طبق روایات مقاتل در مثل امشبی اینها به سرعت در دست آن جلادها که اینها را سوار شترهای بیجهاز کردهاند در حرکتاند و اینها را به طرف کوفه میرانند؛ نه ملاحظه خواب اینها را میکنند، نه ملاحظه خوراک و نه ملاحظه آسایش اینها، برای اینکه اینها را سر موقع به کوفه برسانند که آنجا برنامه تنظیم شده و قبلًا شهر را به افتخار پیروزی خلیفه مسلمین بر یک دشمن خارجی که خروج کرده است زینت کرده و آزین بستهاند و برنامه برایش تنظیم کردهاند. از یک طرف، شب سرها را جداگانه فرستادهاند؛ حالا دیگر اینها هیچ فکری ندارند جز اینکه اسرا را سر موعد معین برسانند. خدا میداند بر اهل بیت پیغمبر چه گذشت!.
عصر عاشورا که غائله پایان یافت و امام حسین آخرین فرد شهید شدند پسر سعد چند کار کرد. اولین کارش این بود؛ دلم نمیخواهد اصلًا اسم این کار زشت و پلید اینها را ببرم؛ آن کاری که آن لعین ازل و ابد گفته بود اگرچه من میدانم برای یک شخص بعد از مردن رنجی نیست ولی من قسم خوردهام باید انجام دهم. دیگر اینکه دستور داشت خیمههای حسینی را آتش بزند. البته ابتدا ریختند در خیمهها غارت کردند.
کار دیگری که برای خودشان خیلی لازم میشمردند دفن کردن کشتههای خودشان بود. کشته هایشان زیاد بود. این بود که عصر عاشورا و شب و فردا را تا ظهر آن روز- یعنی تا ظهرِ مثل امروز که روز یازدهم بود- ماندند و جسدها و کشتههای خودشان را دفن کردند ولی اجساد مطهر شهدا را به همان حال گذاشتند و چه بهتر که گذاشتند و دست پلید آنها تماس نگرفت. همینکه از کارها فارغ شد، دستور داد سرهای مقدس را بریدند و گروه دیگری بردند. همچنین دستور داد که اهل بیت را سوار شترها بکنند. آمدند که آنها را سوار کنند. زینب سلام اللَّه علیها که قافله سالار بود، چون اینها عدهای زن و بچه بودند، فرمان داد که کسی حق ندارد جلو بیاید. اگر بناست ما سوار بشویم خودمان سوار میشویم، مردها نامحرمند بروند. وقتی که کاروان خواست راه بیفتد، تعبیری سید بن طاوس در لهوف آورده است: وَ قُلْنَ- نمیگوید زینب یا سکینه خاتون تنها فرمود، قُلْنَ یعنی زنان گفتند؛ مثل اینکه به صورت یک تقاضای همگانی بوده- وَ قُلْنَ بِحَقِّ اللَّهِ الّا ما مَرَرْتُمْ بِنا