مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٤ - تربیت علی علیه السلام - مقام نهج البلاغه
این یک ریشگی و اتصال و پیوستگی، در تمام شئون زندگی امیرالمؤمنین ظاهر است. سید رضی که خطب امیرالمؤمنین را جمع کرده و اسمش را «نهج البلاغه» گذاشته، در مقدمه نهج البلاغه در توصیف کلام آن حضرت میگوید:
عَلَیهِ مَسْحَةٌ مِنَ الْعِلْمِ الْالهِی وَ فیهِ عَبْقَةٌ مِنَ الْکلامِ النَّبَوِی..
سخنان علی نشانهای از علم الهی و بویی از سخنان رسول خدا دارد.
این هماهنگی و شباهت و سنخیت که بین کلمات امیرالمؤمنین و کلمات رسول اکرم هست ناشی از همان همریشگی و هم اصلی است، از این است که امیرالمؤمنین در بوستان رسول اکرم شکفته و آب خورده و رشد کرده است و امیرالمؤمنین علاوه بر اینکه با رسول خدا قرابت نسبی دارد و همخون است، قرابت روحی و تربیتی دارد، دست پرورده شخص رسول اکرم است؛ نه تنها از تعلیمات رسول خدا استفاده کرده، بلکه مربی خصوصی و خانگی او شخص رسول خدا بوده. نهج البلاغه- که عرض کردم مجموعهای است از کلمات امیرالمؤمنین و سید رضی آنها را جمع کرده- گذشته از اینکه آیت فصاحت و بلاغت و سخنوری است و سید رضی- که خود مردی ادیب و شاعر بوده- به همین منظور آنها را جمع کرده و این نام را یعنی «نهج البلاغه» روی آن گذاشته، یک گنجینه نفیسی است از معارف اسلامی و بعد از قرآن بهترین اثری است که از اسلام در دست است. کلمات امیرالمؤمنین از همان صدر اسلام مورد عنایت و توجه دوست و دشمن بوده. حتی دشمنان و مخالفان آن حضرت- آنها که اهل فضل و ادب بودند- از توجه و ضبط و حفظ آنها نمیتوانستند خودداری کنند.
عبدالحمید، کاتب معروف وکاتب مروان بن محمد آخرین خلیفه اموی بود و اصلًا هم اهل شام است. این مرد ضرب المثل بلاغت و فصاحت و نویسندگی است تا آنجا که گفتهاند: بُدِئَتِ الْکتابَةُ بِعَبْدِ الْحَمیدِ وَ خُتِمَتْ بِابْنِ الْعَمید نویسندگی با عبدالحمید شروع شد و به ابن العمید ختم شد. وقتی که از عبدالحمید میپرسند: مَا الَّذی خَرَّجَک فِی الْبَلاغَة؟ چه چیز تو را به این بلاغت رساند؟ میگوید: حِفْظُ کلامِ الْاصْلَع کلمات اصلع (یعنی علی) را حفظ کردم. این مرد- همانطور که عرض کردم- از نزدیکان امویهاست و اصلًا اهل شام است و در عین حال اقرار میکند که استاد من در این فن