مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٨ - حقوق مردم بر یکدیگر
عَنْ مَقالَةٍ بِحَقٍّ اوْ مَشْوَرَةٍ بِعَدْلٍ مبادا از تذکرات بجا و از مشورت دادنها مضایقه کنید.
اینکه میگویند حکومت علی علیه السلام عالیترین مظهر دموکراسی بود روی همین جهات بود. خودش با آنکه امام است و قدرتهای مادی و معنوی را در اختیار دارد، به مردم پر و بال میدهد، آنها را بر انتقاد و اعتراض تشجیع میکند. البته این نکته هم هست که هر اعتراضی بحق نیست و انتقاد کننده دو شرط باید داشته باشد: یکی آنکه حسن نیت داشته باشد، یعنی غرض شخصی نداشته باشد، مقصودش اصلاح باشد نه اینکه مقصودش لجن مال کردن و لگدمال کردن طرف باشد؛ دیگر آنکه حسن تشخیص داشته باشد، یعنی اهل درک و تشخیص باشد؛ انتقادهای جاهلانه و احمقانه بسیار زیانآور است. انتقاد اگر بر مبنای حسن نیت و حسن تشخیص باشد موجب حرکت و اصلاح است و اگر بر مبنای سوء نیت و بر مبنای جهالت و عدم تشخیص و عدم آشنایی به مصالح عالیه اجتماع و راه صحیحی که لازم است اجتماع [طی کند] واقع شود، آن وقت چوب لای چرخ گذاشتن است و سبب هرج و مرج و توقف است.
بعد جملهای دارد که معنایش این است: هیچ شخصی و هیچ مقامی بالاتر از اینکه مورد انتقاد قرار بگیرد نیست.
مجموع نکتههایی که علی علیه السلام درباره حق فرمود، چهار نکته بود که خلاصهاش را تکرار میکنم: اول اینکه حق در زبان آسانترین چیزها و در عمل مشکلترین کارهاست. عمل، ملاک قضاوت درباره اشخاص است نه گفتار.
دوم اینکه خدای متعال حقوق مردم را بر یکدیگر یکطرفی وضع نکرده، حقوق متبادل است، هرکس حقی بر عهده اجتماع دارد دَینی هم به اجتماع دارد. تنها ذات اقدس الهی است که بر مخلوقات خود حق دارد و دَینی نسبت به آنها ندارد.
سوم اینکه رسیدن به حقوق بدون تعاون و کمک میسر نمیشود، از تک روی و تک اندیشهای کاری ساخته نیست، هیچ کس مافوق همکاری و همفکری با دیگران نیست همان طوری که هیچ کس مادون همکاری و همفکری نیست.
چهارم: علامت اهل حق این است که از استماع تذکرات اصلاحی و انتقادات صحیح و بجا ابا و امتناعی ندارند. اولین دلیل صدق و کذب کسی که مدعی است اهل حق است و روی مرز حق رفتار میکند این است که گوشش آماده شنیدن انتقاد و اعتراض باشد [یا نباشد.] هیچ فردی از افراد نیست که در سطح بالاتر از اعتراض