فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٩ - اصل عدالت و اصل وحدت
رویش گذاشته و داده. ملّا یک دفعه دیگر همان را از او قرض کرد. بعد از مدتی همسایه به سراغش رفت و گفت: دیگ را بده.گفت: نیست. گفت: چرا؟ گفت: مُرد. گفت: دیگ که نمیمیرد! گفت: خوب همان که میزاید میمیرد.
یک روز زایید یک روز هم میمیرد. اگر یک چیزی یک روزی بزاید یا از مادر متولد بشود، دیگر همو باید بمیرد.
پس فرق است میان اینکه ما سوسیالیسم را فقط یک مرحله مشخص از تاریخ و جبری بدانیم، و اینکه سوسیالیسم را یک کیفیتی از ترکیب جامعه بدانیم، تعادلی که در هر مرکبی لازم است برقرار باشد و کیفیتی که در تمام مراحل تاریخ باید وجود داشته باشد. آن، عامل حرکت تاریخ و شرط حرکت تکاملی تاریخ است نه اینکه خودش یک مرحله از مراحل تاریخ است. خودش یک مرحله از مراحل تاریخ نیست، چنانکه سلامت و تعادل مزاجی کودک یک مرحله از دوران عمر او نیست، چیزی است که در تمام مراحل دوران زندگی یک انسان باید وجود داشته باشد تا انسان زندگی خودش را طی کند. بعلاوه مسئله اختیاری بودن و اختیاری نبودن [مطرح است.]
- خود آنها معتقدند که یک مرحله بعد از سوسیالیسم میرسند به کمونیسم که آن ابدی است.
استاد: قبول دارم. قبلًا در این باره صحبتی شد. میگویند سوسیالیسم مرحله ابتدایی است. خود کمونیسم چطور؟ کمونیسم آن مرحله نهایی سوسیالیسم است یعنی کمونیسم هم باز یک مرحله تاریخی است. آنچه که میفرمایید درست است، همینطور است، میگویند الآن هنوز ما دوره سوسیالیسم را طی میکنیم و به دوره کمونیسم نرسیدهایم، هنوز شرایط تاریخی اجازه نمیدهد ما به دوره کمونیسم برسیم. ولی اینها برای کمونیسم هم همان چیزی را میگویند که برای سوسیالیسم میگویند یعنی کمونیسم هم یک مرحلهای از تاریخ است نه چیز دیگری. همین قدر که شد مرحلهای از تاریخ، در پاسخ میگوییم: اولًا اینها میگویند طبیعت و تاریخ در ذات خودش متحرک است و قائل به ثبات نیستند. ثانیاً میگویند که عامل این حرکت، تضاد درونی و ذاتی است. این تضاد هم در همه جا هست، یعنی هرچیزی جبراً ضد خودش را در درون خودش پرورش میدهد، یعنی هر چیزی جبراً انکار و نفی و مرگ خود را همراه خودش دارد. این دیگر استثناپذیر نیست.
حال بعد از اینکه ما سوسیالیسم و کمونیسم هر دو را- منتها این را بعد