فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨ - نقد این نظریه
مولود ابتکار انسان است، خود به خود که پیش نرفته.
پس شما اولًا انسان را در فرضیه خودتان قربانی کردید؛ دیگر دم از اومانیزم و اصالت انسان و این حرفها نزنید؛ فکرش و هوشش و هنرش [را از اصالت انداختید.] اگر سعدی میگوید: «مایه عیش آدمی شکم است» اینها میگویند مایه همه چیز آدمی شکم است؛ مایه فکر آدمی، مایه ذوق آدمی، مایه هنر آدمی، مایه پرستش آدمی. همه راهها به شکم منتهی میشود. گفت: «همه راهها به رم منتهی میشود» از نظر اینها همه راههای انسانی به شکم منتهی میشود.
و ثانیاً خود این، قطع نظر از اینکه انسانیت در آن قربانی شده است، به بن بست میرسد از نظر اینکه میگویند: «تکامل ابزار تولید» که معلوم نیست چیست؛ آیا ابزار تولید مانند یک امر طبیعی به دست طبیعت تکامل پیدا میکند؟ یعنی مثلًا این خیشی که تکامل پیدا کرده، در بیابان خود به خود و از درون خودش اصلاح شد، یا به صورت مصنوعی و صنعت؟ وقتی به صورت صنعت است پس فکر انسان است و فکر انسان یعنی ابتکار انسان. پس باز فکر انسان است که ابزار تولید را تکامل بخشیده.
- در جواب این بحث میگویند وقتی که ما میگوییم ابزار تولید، مقصود همان نیروی تولیدی است که در نیروی تولیدی، مغز انسان و دست انسان را هم مشمول میدانیم؛ یعنی انسان در ادامه این مسیر تکاملیاش دستش اینطور شد و مغزش آنطور شد و ایندو خودشان دو عنصر ابزار تولیدند که البته این مغز و دست با هم باز ابزار تولیدهای متکاملتر و بیشتری میسازند.
استاد: شما میگویید تفکر انسان خودش زاییده آن (ابزار تولید) است. آیا این حرف را شما بهطور کلی در باب علم و در باب تفکر میگویید یا نمیگویید؟
- زاییده کنش و واکنش آن با طبیعت است.
استاد: نه، زاییده ابزار تولید است، انعکاسی است از ابزار تولید. علم را شما مستثنی نمیکنید. یک وقت شما علم را مستثنی میکنید؛ مثلًا درباره مذهب چنین حرفی را