فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٢ - آیا انسان بالطبع اجتماعی است؟
خاصیت فیزیکی زندگی اجتماعی دارد؛ به حکم یک نوع جذب و انجذابی از نوع جذب و انجذابهایی که با قوانین فیزیکی قابل توجیه است، مثل جذب و انجذابهای مغناطیسی یا جذب و انجذابی که طبق قانون جاذبه نیوتن صورت میگیرد.
این مسلّم از نظر علمی قابل توجیه نیست که انسانها (و در واقع اجسام انسان، چون قانون فیزیکی فقط به اجسام مربوط میشود و از حوزه جسم بیرون نیست) تحت تأثیر یک قانون فیزیکی به سوی یکدیگر کشیده میشوند. این فقط اجسام انسان است که انسانها را به سوی یکدیگر میکشد!
نظریه دیگر این است که انسان مدنی بالطبع است نه به حکم طبیعت فیزیکی، بلکه به حکم طبیعت زیستی و حیاتی. طبیعت حیاتی که مربوط به قلمرو جاندارها میشود و قانونش هم یک قانون بیولوژیکی است غیر از قوانین فیزیکی است، چیز دیگری است و بسیاری از آنها اصلًا رمزش کشف نشده است. ما گاهی آنها را تحت عنوان «غریزه» بیان میکنیم. واقعیت غریزه را هنوز علم نتوانسته به دست بیاورد که چیست. غریزه یعنی یک کشش درونی که از آثار نیروی حیات است و ماهیت این کشش به هیچ شکل توضیح دادنی نیست. آنوقت نظیر زندگی طبیعی غریزی حیوانات اجتماعی میشود که ضرب المثل همه اینها زنبور عسل است. اولًا بسیاری از حیوانات زندگی اجتماعی دارند ولی زندگانی اجتماعی آنها در یک سطح نیست. آن که خیلی در سطح بالاست شاید در درجه اول زنبور عسل و موریانه و امثال اینهاست. زندگی اینها غریزی است به این معنا که از همان اول که این حیوان متولد میشود اجتماعی متولد میشود. «اجتماعی» و زندگی اجتماعی معنایش این است که زندگی براساس تنوع و تقسیم کار باشد؛ یعنی این مجموع، حالت ارگانیک به اصطلاح داشته باشد، افراد به اعضای مختلف تقسیم شوند و هرکدام با یک وظیفه و کار مشخص و احیاناً با خلقت مشخص؛ یعنی از اول که متولد میشوند هر دستهای طوری خلق میشوند که ساختمانشان برای عهده داری نوعی وظایف آماده است نه برای وظیفه دیگر، و وضع غریزی و روحی و حیاتیشان هم به گونهای است که جز آن وظایف چیز دیگری را اصلًا درک نمیکنند و برایشان مطرح نیست.
مثلًا اینطور که درباره زنبور عسل نوشتهاند، یک دسته اینها کارگرند، یک دسته مهندس هستند، یک دسته سرباز هستند، یک عده دیگر مثلًا مأمور بازرسی هستند، ملکه یک شخصیت خاص دارد با یک ساختمان خاص، و هرکدام هم طوری ساخته شدهاند که- البته به حکم قانون طبیعی حیاتی- نمیتوانند از آن سرپیچی کنند، یعنی آن