فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠ - نقش تبلیغ
تخدیری که اثر میگذارد. ولی او به طبع خودش بعدها رد خواهد کرد و طرفدار همان روبنای جدید میشود و آن را از بین میبرد. مثل همان تخم مرغ است که مثال میزنند. تخم مرغ الآن که از یک مرغ به وجود آمده همه چیزش با همدیگر سازگار است، ناسازگاری نیست چون یک امر جدید است. ولی وقتی که شما آن را در زیر مرغ میگذارید تدریجاً شروع میکند نطفه یک جوجه در او به وجود آمدن. آن وقت تخم مرغ دارای دو وضع میشود: یک وضع، آن درونی است که دارد جوجه در آن تکوّن پیدا میکند و جوجه فضای جدید میخواهد. و یک وضع، وضع قدیم که این تخم مرغ بوده، سفید بوده، رویش هم یک قشر نسبتاً سختی که همان پوسته تخم مرغ باشد و آن پردهای که به آن چسبیده وجود دارد. حال این قشر قدیم که متناسب با وضع قدیم است باز هم میخواهد خودش را حفظ کند، خودش که خودش را رها نمیکند. ولی جوجه که از درونش رشد میکند میخواهد این را درهم بشکند. آن وقت یک جنگ میان وضع قدیم و وضع جدید به وجود میآید، ولی در نهایت امر آن جوجه که وضع جدید است پیروز میشود، بالاخره نوک خواهد زد.
رشد میکند، وقتی رشد کرد خود به خود این دیوارهها را درهم میشکند و از آن بیرون میآید و آن را به صورت تفاله دور میریزد.
پس تأثیر یک عقیده این است که در ابتدا آن عقیده در جامعه به صورت یک امر طبیعی به وجود میآید و باید هم به وجود بیاید چون متناسب با ابزار جدید است، همان ابزاری که در آن شرایط به وجود آمده. بعد ابزار که عوض میشود یک نطفه جدیدی در درون جامعه رشد میکند.
ولی این نطفه در درون جامعه رشد میکند، روی جامعه همانی است که بوده. آن وقت این نطفه جدید اقتضائات جدید دارد به همان شکلی که عرض کردم. آنگاه طبقه جدید به وجود میآورد.
طبقه جدید طرفدار وضع جدید است. آن وقت این تأثیر روبنایی که میگویند، تضاد الآن میان زیربنا و روبنا واقع شده، این مقدار را بعدها قبول کردهاند که در عین حال میتواند این روبناهای کهنه طبقه جدید را بهطور موقت تحت تأثیر تلقین و تبلیغ خودش بهطور یک امر غیرطبیعی و قسری قرار بدهد و لذا برای تبلیغ نقش قائلند. این مسئله را گویا در کتاب مارکس و مارکسیسم خواندیم. سخن جالبی از هگل نقل کرد راجع به این مطلب: با اینکه حرکت تاریخ جبری است پستبلیغ چه نقشی دارد، تبلیغ مثبت ...
- یعنی نقش روشنفکر