فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٥ - نظریه ما
مادر سوسیالیسم کاپیتالیسم است و فقط در دامن این مادر متولد میشود و بس. و چون محرک اصلی تاریخ در همه دورهها- یعنی همان عاملی که ما آن را به منزله پدر دانستیم- که تاریخ را از بدو پیدایش به حرکت درآورده و همینطور به حرکتش ادامه میدهد نهاد مادی جامعه است و بس و نهادهای معنوی در محرّکیت تاریخ نقش ندارند و در واقع هیچ یک از نهادهای معنوی پدر تاریخ و به وجود آورنده تاریخ نیستند، پدر تاریخ نهاد مادی جامعه یعنی نهاد اقتصادی است. این است که میگوییم پدر سوسیالیسم ماتریالیسم تاریخی است و مادر سوسیالیسم که در دامن او متولد میشود کاپیتالیسم است.
نظریه ما
نقطه مقابل این نظریه نظریهای است که آن هم برای جامعه شخصیت و عینیت قائل است یعنی منکر شخصیت و عینیت جامعه نیست. البته ما با نظریههایی که منکر این مطلب باشد کاری نداریم، نظریهای است که حالا خودمان داریم میگوییم و آن این است که جامعه دارای یک شخصیت و یک عینیت است و جامعه در تمام جنبههای خودش یک حقیقت متحول و متکامل است (همین طور که در آن نظریه هم آمده بود) ولی جامعه یک حالت تعادل دارد مثل هر موجود زندهای که یک ترکیب است و هر ترکیبی اگر بخواهد باقی بماند یک حالت تعادل دارد- که بهترین حالت آن ترکیب حالت تعادلش است- و حالتهای افراط و تفریط (انحراف) دارد که تا یک حد معینی انحراف را از این طرف و تا یک حد معینی انحراف را از آن طرف میپذیرد و اگر از آن حد معینها بیرون رفت مساوی است با مرگ آن ترکیب.
یک اصطلاحی حکمای قدیم ما دارند که کلمه «مزاج» از این اصطلاح پیدا شده. میگویند اگر عناصر با یکدیگر ترکیب شوند و امتزاج پیدا کنند و روی یکدیگر اثر بگذارند (البته عناصری که با یکدیگر میل ترکیبی دارند و قابل ترکیب هستند) یک کیفیت متوسط پیدا میشود که «مزاج» نامیده میشود. بعد میگویند این مزاج یک عرض عریض دارد، یعنی در میان دو حد نوسان دارد. مثلًا (حالا در حسابهای قدما که با عناصر آب و خاک و هوا و آتش میگفتند) از ترکیب آب به نسبت ٥، آتش به نسبت ٢، خاک به نسبت ٣ و هوا به نسبت ١ فلان مرکب به وجود میآید. ولی ممکن است آب از ٥ بیاید به ٣، تا ٣ هم اگر باشد باز این شیء میتواند به هستیاش ادامه بدهد ولی اگر از ٣ پایینتر بیاید دیگر معدوم میشود. آتش اگر ٢ هست، تا ٥/ ١ هم اگر کم بشود یا تا ٣ هم بالا برود این شیء