فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣١ - راه وصول به سوسیالیسم
شخصی ملازم با من بودن و ما نبودن است؟ یا نه، اصل مالکیت شخصی در یک حدودی، منافاتی با اینها ندارد، گرچه مالکیتِ منابع تولید و ابزار تولید بحثهایی است که بعد جداگانه باید انجام بشود. بهطور اجمال و مختصر، یکسره و یکجا نمیشود گفت که مالکیت شخصی ملازم با استثمار است، مالکیت شخصی ملازم با من بودن و منافی با ما بودن است. ما حالا در این جهت بحث نمیکنیم، فقط طرح قضیه را ذکر میکنیم.
راه وصول به سوسیالیسم
مسئله دیگری که اینجا ما باید عنوان کنیم و هفته پیش وعده دادیم این است که راه وصول به سوسیالیسم چیست؟
اینها هم قبول دارند که اندیشه سوسیالیسم یک اندیشه کهن است. همین دو رکنی که عرض کردم، یک فکر نو و جدیدی نیست، از فکرهای قدیم عالَم است که استثمار انسان وجود نداشته باشد. استثمار یعنی بیگاری کشیدن از یک انسان، محصول زحمت انسانی را به خود اختصاص دادن. کلی این سخن یک فکر جدیدی نیست، در شکلش ممکن است حرفی باشد. ممکن است یک چیزی را یک مردمی استثمار ندانند و مردم دیگر استثمار بدانند و الّا خود این فکر و اندیشه اندیشه جدید نیست؛ کما اینکه مسئله «ما» بودن انسانها در مقابل «من» ها بودن انسانها نیز یک ایده آل تازهای نیست، یک ایده آل خیلی کهن است، انسان میتواند این را از چند هزار سال پیش در میان افکار و اندیشههایی که در بشر وجود داشته- چه آنچه که ارباب ادیان گفتهاند و چه آنچه که از زبان حکما و فلاسفه و عرفای هر زمان گفته شده- پیدا کند.
این آقایان هم این مقدار را قبول دارند ولی میگویند که راه وصول به سوسیالیسم یک راه خاص است به این معنا که سوسیالیسم یک مرحله مشخص از تاریخ است. روی این مطلب خیلی باید دقت کرد. یعنی چه «یک مرحله مشخص از تاریخ است»؟ یک وقت ما یک چیزی را به صورت یک امر اختیاری برای انسانها میاندیشیم؛ فکر میکنیم که انسانها اگر بخواهند فلان کار را انجام بدهند انجام میدهند. مثلًا در تهران وقتی که باران میآید، از بالای شهر آب سرازیر میشود، در یک مسیلی حرکت میکند و از یک مسیر معینی میرود و خیلی وقتها هم خرابی به بار میآورد.
این یک امری است که در هر زمانی [قابل پیشگیری است. مثلًا] هزار سال پیش اگر مردمی بودند و تصمیم میگرفتند که سدی بسازند و مسیر این مسیل را عوض کنند، میتوانستند؛ یعنی فقط بسته به تصمیم و