فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٢ - ایجاد انحصار در مواد خام و تأسیس بانک
مجبورند برای تهیه مواد اوّلی هم روی دنیا چنگ بیندازند و این کارها را بکنند؛ کما اینکه مجبورند یک کار دیگر هم انجام بدهند و آن این است: وقتی که کار خیلی توسعه پیدا کرد آن سرمایههای پولی اوّلی قادر نیست که اینها را کاملًا اداره کند یعنی بتواند به اینها برسد، چون در کار سرمایه داری اگر مثلًا یک ماه فروش به تأخیر بیفتد اصلًا بحران ایجاد میشود. این است که به یک سرمایههای خیلی کلان تری احتیاج دارد. اینجاست که مسئله تأسیس بانکها در شکل بانکهای سرمایه داری- نه در آن شکلهایی که بانکها از قدیم الایام هم بوده- مطرح میشود. بانکها اینجا میآیند یک نقش خیلی بزرگی برای امپریالیسم بازی میکنند. نقش اصلی بانک در دنیای امروز [١] این است که سرمایههای راکد و غیرفعال و کوچک را با وعده سود دادن و لااقل با وعده حفظ و نگهداری کردن، در یک جا متمرکز میکند. بانک میداند که هر خانوادهای- حتی خانواده یک فرد کارگر- بالاخره یک پولی دارد که این را ذخیره کرده و فردا میخواهد خرج دامادی پسرش یا عروسی دخترش و از این قبیل بکند. به او میگوید که چرا این پول را در خانه نگه داشتهای، ممکن است دزد بیاید بزند، بیا در آنجا بگذار که اولین فایدهاش این است که من برای تو نگه میدارم.
دومین فایدهاش این است که اگر به صورت حساب جاری ندهی- که من بخواهم نگه دارم- بلکه به صورتهای دیگر مثلًا پس انداز بدهی که متعهد بشوی تا یک سال نگیری، من این قدر هم سود به تو میدهم. اینجاست که صاحبان سرمایههای کوچک تشویق میشوند که سرمایه هایشان را در بانک متمرکز کنند. آنوقت بانک از این سرمایههای کوچک متمرکز سرمایهها و اعتبارهای بزرگ به وجود میآورد و آن را با بیش از میزان سودی که به صاحبان اصلی پولها میداده در اختیار سرمایه داران بزرگ قرار میدهد، به این نحو که برای آنها اعتبارات فوق العادهای قائل میشود. این اعتبارات فوق العاده یک دریچه اطمینانی برای این سرمایه دارهای بزرگ است که علاوه بر سرمایهای که خودش دارد یک اعتبار بانکی خیلی عظیمی هم پشت سرش وجود دارد که کار او را به سرعت انجام میدهد؛ یعنی آن سرمایه صنعتی به قول اینها با سرمایه راکد اوّلی بانکی ترکیب میشود، ایندو یک سرمایه جدید به وجود میآورند که اینها آن را «سرمایه مالی» اصطلاح کردهاند. سرمایه صنعتی یعنی سرمایهای که خود آن سرمایهدار صاحب صنعت از خودش دارد.
یک سرمایه هم که فرض این است بانک دارد که از مردم
[١] در دنیای دیروز نقشهای دیگری داشته.