فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٠ - سندیکا
کنید پارچه است- به چه قیمتی بفروشیم، و خودشان تعیین قیمت کنند و از آن کمتر نفروشند که سبب شکست دیگران بشود.
ممکن است اعضای یک کارتل فقط در همین حد توافق کرده باشند، و ممکن است یک مقدار بیشتر به توافق برسند، میزان تولید را هم محدود کنند برای اینکه اگر میزان تولید محدود نباشد بسا هست که یک شرکت نتواند به آن پیمان خودش وفادار بماند. وقتی که قیمتها در یک حد معین است و این شرکت زیاد تولید کرده، مجبور خواهد شد که مخفیانه و محرمانه برود به قیمت ارزانتری بفروشد و این امر اوضاع همه را بهم میریزد. ناچار میآیند در متن قرارداد میزان تولید را هم تعیین میکنند که این کارخانه این قدر تولید کند، آن کارخانه آنقدر و ...
و [توافق] دیگر: برای اینکه باز رقابت را کم کنند و از میان ببرند بازارها را هم میان خودشان تقسیم میکنند، چون اگر بازار هم تقسیم نشود و صِرف یک قراردادی [در کار باشد] که روی کاغذ آمده که ما فلان کالا را از فلان قیمت کمتر نفروشیم اما همه آنها به یک بازار بروند [مجبورند قیمت را پایین بیاورند.] فرض کنید همه به ایران آمدهاند و میخواهند جنس خودشان را بفروشند.
پس عرضه خیلی زیاد است و تقاضا کم. در این صورت جبراً باید قیمت را پایین بیاورند؛ یعنی آن تعهد، کاغذ پارهای بیشتر نخواهد بود. پس بهتر این است که از اول مناطق دنیا را میان خودمان تقسیم کنیم؛ و لابد این تقسیم برحسب میزان زوری است که دارند.
با این سه کار (تبدیل کردن رقابت به همکاری و تثبیت قیمتها و تعیین و تحدید بازارها) آن بحرانهایی را که در انتظارشان هست از میان میبرند و بر بحرانها غلبه میکنند.
سندیکا
گاهی پا را از این هم یک درجه بالاتر میگذارند و سندیکا تشکیل میدهند. در کارتل باز بالاخره آن مؤسساتی که دخیل هستند، در داخل خودشان استقلال دارند، فقط قراردادی دارند که این دو سه نوع محدودیت را بپذیرند. اگر به صورت سندیکا دربیاید حالت استقلال اجزاء بیشتر از بین میرود و سندیکا (آن مرکزی که همه اینها را در آنجا جمع کرده) دارای استقلال بیشتری میشود.