فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨١ - کار تاجر
خبر ندارد که در اصفهان چنین کالایی] [١] تولید میشود و آن که در اصفهان کالایی را مصرف میکند و آن کالا در خراسان تولید میشود خبر ندارد که در خراسان چنین کالایی تولید میشود، نه این از آن خبر دارد نه آن از این خبر دارد. ولی توزیع کننده با یک آگاهی مخصوص به خودش و با مطالعاتی که میکند بازار تولید و بازار مصرف را میشناسد و اینها را در اختیار یکدیگر قرار میدهد، در واقع با ابتکارْ این شریانهای جامعه را به یکدیگر مربوط میکند که این ثروت در اینجا بگردد و جریان پیدا کند؛ و نه تنها از خراسان تا اصفهان، بلکه همچنین از کشوری تا کشور دیگر. مثلًا آنچه که در چین تولید میشود در اروپا مصرف میکنند و چیزی که در اروپا تولید میشود در چین مصرف میکنند.
حتی روی این مقیاس و میزان هم، میتوان این مقدارها را برای تجارت یک امر مشروع دانست. اما صِرف عرضه و تقاضا که از این دست خریدم از این دست میخواهم بفروشم، مثل زمین خوارها که هیچ کاری هم نمیکنند، زمین را از یک دست- که میداند فروشندهای هست- به یک قیمت نسبتاً ارزان میخرد و به دست دیگر- که میداند خریداری هست، یک محتاج و نیازمندی هست- به هر قیمتی که دلش بخواهد میفروشد بدون اینکه آن زمین را دیده باشد؛ فروشنده را در محضر دیده و خریدار جدید را هم در محضر میبیند، که در واقع یک کار اساسی انجام نمیدهد و چند برابر قیمت خرید میفروشد، مثلًا متری پانصد تومان میخرد و متری سه هزار تومان میفروشد؛ اینها البته مسئله دیگری است که قابل بحث است.
به هرحال اگر ما ارزش را فقط و فقط مولود عرضه و تقاضا بدانیم ممکن است تمام این معاملات را معاملات صحیح و شرعی بدانیم، بگوییم هر چیزی به قیمتی فروش میرود که در بازار به آن قیمت باشد؛ ارزش واقعی هر چیزی همان است که بازارِ امروز تعیین میکند. اما اگر گفتیم ارزش واقعی تابع کار است حسابها خیلی فرق میکند.
[١] [افتادگی از نوار است.]