فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٠ - کار تاجر
واقعی را همان کار تعیین میکند.
تاجر میرود این قالی را متری دو هزار تومان میخرد بعد میآید بازار به مصرف کننده متری سه هزار تومان میفروشد. از نظر این بازرگان رزق حلال و روزی حلال است، میگوید من دزدی که نکردهام، این را به آن قیمت خریدهام به این قیمت فروختهام. در آن بازار متری دو هزار تومان عرضه شده است، پس قیمت واقعی و ارزش واقعی آن در آنجا متری دو هزار تومان بوده که من خریدم؛ در اینجا تقاضای متری سه هزار تومان وجود دارد و به همین دلیل ارزشش در اینجا همین قیمت است و من به ارزش متری سه هزار تومان فروختم؛ به قیمتش خریدم و به قیمتش فروختم، متری هزار تومان هم سود بردم.
ولی اگر ما گفتیم عرضه و تقاضا ملاک چیزی حساب نمیشود و یک ارزش واقعی اینجا وجود دارد، در این صورت تو اگر بیشتر از ارزش واقعی این کالا پول دریافت کنی (که البته پول نماینده یک مقدار کالاست) و آن را بیشتر از ارزش واقعیاش بفروشی، عملًا یک عمل دزدی انجام دادهای و استثمار کردهای، منتها مصرف کننده را استثمار کردهای.
بله، دو مطلب هست که نمیشود انکار کرد و آن این است که بازرگان در عین حال خودش یک کار انجام میدهد و آن کار این است که واسطه توزیع است. خود توزیع، کار است. یعنی اگر تولیدکننده بازارش در تهران است خودش هم بخواهد بیاید در تهران کالا را بفروشد از کارش میماند. برای او صرف میکند که از کار خودش نماند و یک رابط این کار را انجام دهد. بعلاوه او بازار را نمیشناسد، نمیداند مشتری کجاست، مصرف کننده تولیدکننده را نمیشناسد و تولیدکننده مصرف کننده را نمیشناسد، در نتیجه هم مصرف کننده سرگردان میشود و هم تولیدکننده. تاجر رابط میشود؛ هم خدمتی به مصرف کننده کرده و هم خدمتی به تولیدکننده. در حدی که توزیع کننده است مسلّم این مقدار حقِ مشروع یک بازرگان است؛ و روی همین منطق این مقدار حق مشروع یک بازرگان است.
این خودش یک مسئلهای است که ابتکار را نمیتوان بیارزش تلقی کرد. همه کارها که کار بدنی و جسمانی نیست، ابتکار خودش یک کار روحی است یعنی اینکه تاجر و بازرگان میشناسد و تشخیص میدهد چه جنسی در کجا تولید میشود و کجا مصرف میشود. [آن که در خراسان کالایی را مصرف میکند و آن کالا در اصفهان تولید میشود