فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٧ - نظریه دوم اختلاف در نیروی محرک است
فئودالیسم با دوره برده داری علی رغم همه حرفها تغییر ماهوی و به اصطلاح خودشان تغییر کیفی پیدا نکرده (ما بیش از این روی اصطلاح مناقشه نمیکنیم) ولی گفتیم در دوره سرمایه داری این حرف را میشود زد، یعنی مسئله واقعاً قابل طرح است که ابزار در دوره سرمایه داری و در دوره انقلاب صنعتی نسبت به دورههای پیشین ماهیتاً عوض شده، منتها میخواهیم ببینیم چگونه ماهیتاً عوض شده است؟
نظریه اول : ماهیت ابزارها تغییر نکرده
یک نظریه این است که خیر، در این دوره هم نسبت به دوره قبلی ماهیت ابزارها تغییر نکرده، فقط اختلاف تکاملی تدریجی است بدون آنکه به مرحلهای رسیده باشد که ماهیت این ابزارها با ماهیت آن ابزارها تغییر کرده باشد؛ یعنی این کارخانه ریسندگی امروز که مثلًا با هزارها دوک دارد کار میکند و نخ به وجود میآورد، از نظر نوعی و ماهوی با آن چرخ نخریسی آن پیرزن هیچ فرق نمیکند، منتها این کاملترِ آن است بدون اینکه ماهیتش تغییر کرده باشد. یک عده چنین نظر دادهاند. ولی این، نظریهای است که این آقایان قبول ندارند، حالا ما ببینیم که میتوانیم قبول کنیم یا نمیتوانیم.
نظریه دوم : اختلاف در نیروی محرک است
نظریه دیگر: گفتهاند که اختلاف ماشین با ابزارهای ساده قدیم در نیروی محرک است. ماشین یعنی آن دستگاهی که نیروی محرّکش انسان نیست شیء دیگر است، و ابزارهای معمولی و ساده یعنی آن که نیروی محرکش انسان است، بنابراین چرخ نخریسی چون با نیروی دست انسان حرکت میکند ماشین نیست اما کارخانههای نخریسی امروز چون با قوه بخار کار میکند یا زمانی با قوه ذغال سنگ و به هرحال با قوه غیر انسان کار میکرده ماشین است. این هم نظریهای است که این آقایان قبول ندارند و نمیشود هم قبول کرد، برای اینکه اگر ما بخواهیم فرق را در نیروی محرکه بگذاریم بگوییم که اگر نیروی محرکه انسان است پس ابزارِ دستی است اگر غیر انسان است ماشین است، ممکن است کسی بگوید غیر انسان هم فرق میکند: در یک جا نیروی محرک آب است مثل آسیابها، در یک جا نیروی محرک باد است مثل آسیابهای بادی که در قدیم بوده، و در یک جا نیروی محرک حیوان است مثل شخم زدن که در شخم زدن آن اسب یا گاو یا الاغ است که به یوغ بستهاند و دارد آن را حرکت میدهد. بنابراین همینطور که انسان با بخار دو ماهیت دارد،