فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٦ - تغییر کمّی و تغییر ماهوی
بالا میرود، این، تغییر کیفی در آب است، منتها ما این تغییر کیفی را با یک تغییر کمّی دیگر ارائه میدهیم نه اینکه این تغییر کمّی باشد.
بعد آب تبدیل به بخار میشود. این را این آقایان «تغییر کیفی» اصطلاح کردند؛ در صورتی که این دیگر تغییر ماهوی است، چرا؟ تغییر ماهوی یعنی چه؟ خود اینها هم تغییر کیفی را اینجور تعریف میکنند (گاهی هم از دهانشان در میرود و میگویند تغییر ماهوی). تغییر ماهوی یعنی شیء اصلًا ذاتش تبدیل به ذات دیگر بشود به گونهای که خاصیتهایش بکلی عوض بشود. قدما میگفتند گاهی آب تبدیل به هوا میشود، هوا تبدیل به آب میشود؛ هوا تبدیل به آتش میشود، آتش تبدیل به هوا میشود؛ یعنی تغییر ماهیت دادن، یعنی عنصری به عنصر دیگر تبدیل میشود یا مرکبی به مرکب دیگر تبدیل میشود به طوری که خاصیتها بکلی فرق میکند. مثلًا عمل کیمیاگری اگر درست باشد- که درست هم هست- و اینکه میتوانستند با یک سلسله عملیات مس را تبدیل به طلا کنند، یک تغییر ماهوی است یعنی یک جنسی را به جنس دیگر تبدیل میکنند به طوری که این قبلًا تمام خواص مس را داشته، حالا تمام خواص طلا را پیدا کرده است.
بنابراین، این چیزهایی که این آقایان «گذار از کمّیت به کیفیت» مینامند، در اصطلاح دقیق فلسفی «گذار از تغییرات کیفی به تغییرات ماهوی» است. و لهذا در جای دیگر معلوم میشود که چگونه این اصطلاحات در اینجا مخلوط شده است. در تکامل حیوانات (ترانسفورمیسم) میگویند حیوانات ابتدا یک سلسله تغییرات تدریجی پیدا میکنند ولی هنوز نوعیتش محفوظ است. این تغییرات تدریجی به یک مرحله که میرسد نوع متبدّل میشود، یعنی ماهیت عوض میشود. تغییر نوع یعنی تغییر ماهیت، یعنی این نوع غیر از آن نوع سابق است. مثلًا اگر در مورد انسان بگوییم این قبلًا یک حیوانی بوده (حالا آن حیوان هرچه بوده)، در این حیوان تغییرات تدریجی پیدا شد ولی هنوز انسان نبود، در یک مرحله با یک جهش تبدیل به انسان شد، یعنی ماهیتش عوض شد، لذا میگوییم تبدّل نوعی. اگر تبدّل نوعی (تبدّل نوعی و ماهوی یک معنا دارد) و تبدّل انواع (که در آنجا هم به درست تبدّل انواع اصطلاح کردند) نباشد ما باید بگوییم که از کوچکترین حشره تا انسان همه نوع واحدند، ماهیت واحد دارند، کیفیاتشان در این مراحل فرق کرده، در صورتی که بالضروره اصلًا ماهیتها فرق کرده است.
این آقایان در باب فئودالیسم دچار اشکال شدند. ما دیدیم که ابزار تولید در دوره