فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٦ - انتقال به دوره بورژوازی
در همین زمینهها هست که یا مالکها چون مالک بودند حاکم شدند، و یا حاکمها چون حاکم بودند و زور داشتند بعد اموال مردم را تصاحب کردند و مالک شدند. ولی مواردی هم بوده که اینها از یکدیگر جدا بودهاند یعنی مالک غیر از حاکم بوده و دو قدرت در مقابل یکدیگر بودند. مثلًا در بسیاری از نقاط خراسان مالکهای عمده حاکم نبودند. این حاج حسین آقای ملک یک مالک بسیار عمدهای در خراسان بود. تقریباً اکثریت آن منطقه ما، منطقه جام، که یک ولایت آباد و پر آبادی است مال حاج حسین آقای ملک بود، و در منطقه غرب مشهد هم، حدود چناران- که الآن مسیر [جاده] هم هست- او املاک زیادی داشت. ولی او مالک بود بدون آنکه حاکم باشد. اواخر در تهران بود، در آن وقتی هم که در مشهد بود به عنوان یک مالک و صاحب قدرتی که چون مالک بود صاحب قدرت بود شناخته میشد و الّا حکومت در دست همان شاهزادههای قاجار بود؛ مخصوصاً در دوره قاجار که ما میدانیم قضیه اینجور بوده (دورههای قبل را باید به تاریخ مراجعه کرد). در دوره قاجار سلاطین قاجار ابلاغهای حکومت را الّا در یک موارد نادر که یک امرای صاحب قدرتی وجود داشتند مثل امیر قاین و امیر شاهرود و امیر بجنورد و امثال اینها، به همان شاهزادهها میدادند. حاکم اصفهان مثلًا ظلّ السلطان بود. در زمان فتحعلیشاه حاکم کرمان ابراهیم خان بود که همین جدّ این شیخیها باشد، و در مشهد اغلبْ پسرعموها یا پسرها و یا برادرهای شاه مانند رکن الدوله بودند، که اغلب اینها همین شاهزادهها بودند.
به هرحال این هم یک دورهای است به نام دوره فئودالیسم که مشخّص اصلی این دوره از نظر تولید، فلاحت بوده است و از نظر وضع حکومتی رژیمهای بزرگ و سلطنتی- و یا شاید در بعضی جاها جمهوری- بوده ولی سلطنتیهای مقرون به ملوک الطوایفی در بسیاری از جاها؛ و از نظر روابط مالک و کشاورز هم که به قول اینها روابط سِرواژی بوده که البته گفتیم در میان ما به این شکل نبوده بلکه روابط ارباب و رعیتی بوده و اینها خیلی با یکدیگر فرق میکند. خود مارکس که بعدها در تاریخ متوجه شد که این ضوابطی که برای غرب ذکر کرده برای شرق صدق نمیکند آمد و آن نظریه معروف وجه تولید آسیایی را بیان کرد که اجمالًا وجه تولید در آسیا و وجه تولید در اروپا با یکدیگر متفاوت بوده است.
انتقال به دوره بورژوازی
اینجا ما مسئله زیادی خیال نمیکنم داشته باشیم، مسئله مهممان این است که بعد ما به