فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٨ - انتقال از دوره بردگی به دوره فئودالیسم
انتقال از دوره بردگی به دوره فئودالیسم
اولًا من معذرت بخواهم، امروز گرفتاری پیدا کردم فرصت پیدا نکردم که یک مطالعه جدیدی روی مطالب بکنم، حالا یک مقداری همین قدر که جلسهمان تعطیل نشود صحبت میکنیم.
بحثی درباره انتقال از دوره بردگی به دوره فئودالیسم شده است. چنین فرض شده است که در دوره بعد از دوره اشتراکیت که برای اولین بار مالکیت خصوصی بر منابع تولید پیدا شده است مشخِّص نظامی که به وجود آمده رابطه بردگی و برده داری بوده است، که بردهدار همچنان که مالک مطلق منابع تولید بوده است- که البته در آن وقت منبع اساسی زمین بوده- مالک مطلق بردهها هم بوده است؛ یعنی آن بردهها هم برای او شیء بودند نه شخص، به این معنا که حقِ یک طرفی بوده، یعنی این بر آنها ذی حق بوده است بدون آنکه آنها حقی بر این داشته باشند، به دلیل اینکه حتی حق کشتن آنها را هم داشته است. همینطور که انسان راجع به ثروت خودش مالک مطلق است (اگرچه ما راجع به ثروت هم چنین اختیاری نداریم و اسراف و تبذیر جایز نیست)، به عبارت دیگر همچنان که انسان نسبت به اشیائی که مالک میشود مالک مطلق است و به اصطلاح عوامانه معروف اگر دلم بخواهد اینها را تبدیل میکنم به یک گلوله و میزنم به دیوار چون اختیار مطلق دارم، آنها هم نسبت به این بردهها اختیار مطلق داشتند. منشأ اصلی بردگی جنگها بوده و