فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٧ - در دوره اشتراک اولیه چه تضادی بوده؟ !
است. رابطه تولیدی هم همین است که مالکیتْ اشتراکی باشد، مصرف هم اشتراکی باشد. بعد اینها وقتی میخواهند اصول دیالکتیکی را اینجا پیاده کنند که نمیتوانند این تعلیل روانی را بکنند، بلکه میگویند ابزار تولید که تکامل پیدا کرد دیگر آن روابط تولیدی سابق که متناسب با ابزار تولید کهن بود سازگار با ابزار تولید جدید نیست، به این شکل که چیزی است نارسا، آن رشد کرده و تکامل یافته و این در حد ناقص باقی مانده است، درست همان مثالی که عرض کردم؛ مثل لباسی که برای اندام پارسال یک بچه دوختهاند و امسال او رشد کرده است. این تضاد و ناسازگاری به وجود میآید و ناچار در نهایت امر باید آن روابط تولیدی عوض بشود. عقربه زمان به عقب برنمی گردد. یا باید ابزار تولید به حال اول برگردد یعنی تناقص پیدا کند- که در طبیعت تناقص وجود ندارد- و یا روابط تولیدی تکامل پیدا کند، یعنی آن روابط تولیدی برود روابط تولیدی دیگری در کار بیاید. اینجا هیچ تعلیل روانی در کار نیست، یعنی اصلًا رابطه اشتراکی کافی نیست و نمیتواند با این ابزار تکامل یافته هماهنگی داشته باشد، نه اینکه حریص بودن انسان سبب شد. شما یک وقت میگویید همین قدر که امکان ظلم کردن پیدا شد، از باب اینکه انَّ الْانسانَ خُلِقَ هَلوعاً [انسان محصول دیگری را به خود اختصاص داد. به عبارت دیگر] انسان همین قدر که امکان پیدا کرد که بتواند محصول رفیقش را برباید ربود. در اینجا شما یک تعلیل روانی و انسانی میکنید. اینها از این امر وحشت دارند. اگر هم بعضی جاها بگویند- کما اینکه گاهی حرفهایی میزنند- برخلاف اصول خودشان است. اینها فقط و فقط باید تعلیل مارکسیستی بکنند. در تعلیل مارکسیستی باید اینطور بگویند که ابزار تولید تکامل پیدا کرده، روابط تولید در حد ناقص باقی مانده، ناچار باید روابط تولیدی در سطح کاملتری بیاید جانشین آن بشود. در اینجا ما چارهای نداریم جز اینکه بگوییم ابزار تولید تکامل پیدا کرده و بشر هنوز میخواهد زندگی اشتراکی برادروار داشته باشد. با برادرواری نمیشود پیش رفت. ناچار باید این برادرواری را ببوسد بگذارد لب طاقچه، بگوید برادر بیبرادر، برادر باید برادر خودش را استثمار کند. من میگویم آیا یک نفر سوسیالیست میتواند این حرف را بزند که در یک دوره برادروار زندگی کردن مانع پیشرفت و ترقی بوده است؟ و حال آنکه اینها خودشان همیشه اصلًا یگانه مایه بدبختی را این مالکیت و اختصاص و استثمار میدانند. من روی حساب خودشان میگویم (حسابهایی که در جای دیگری هم گفتهاند) که اینها باید بگویند این روبنا، این برادروار زندگی کردن، اینجور رابطه تولیدی که همه با همدیگر، همدوش یکدیگر، همبال یکدیگر، هم پرواز یکدیگر میخواهیم