فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٦ - در دوره اشتراک اولیه چه تضادی بوده؟ !
برای خودش استقلال پیدا میکند، مثل سلولها: یک سلول وقتی در رحم رشد میکند به حدی میرسد که دیگر نمیتواند به رشد خودش ادامه بدهد، بعد دوتا میشود و هریک جداگانه رشد میکند.
- اینها در تحول کمون اولیه به جامعه برده داری چند دلیل دارند، از جمله تقسیم کار. میگویند پیشرفت تولید به تدریج تقسیم کار را ایجاب کرد، یک قبیله دامپرور شد، یک قبیله کشاورز شد و ...
استاد: هیچ کدام از اینها اقتضای مالکیت خصوصی نمیکند.
- اختصاص تولید را که ایجاب میکند.
استاد: الآن در این کمونیسم نهایی مگر تقسیم کار نیست؟ تقسیم کار هست ولی اشتراک در مصرف هم هست. الآن تقسیم کار هزارها برابر دنیای قدیم است. پس تقسیم کار به تنهایی کافی نیست برای اینکه اشتراکیت در مالکیت ابزار تولید یا اشتراکیت در مصرف را از بین ببرد.
- آنها میگویند بشر در اثر پیشرفت ابزار تولید توانست اضافه بر مصرف خودش تولید کند.
بعد چون مواجه با فصل زمستان میشد که کار کردن خیلی مشکل بود، به این فکر افتاد که مقداری از آن محصول اضافی را که تولید میکند مخفی کند تا در موقعی که کار کردن برایش مشکل است خودش به تنهایی از آن استفاده کند؛ یعنی خود همین اضافه محصول، بشر را به این فکر انداخت که مالک این محصول بشود.
استاد: قبول دارم، ولی شما قضیه را تعلیل روانی میکنید، اما اینها که اینطور نمیتوانند تعلیل کنند. آنها میخواهند با اصولشان- که در گذشته خواندیم- جور در بیاید. اصولی که خواندیم این بود که ابزار تولید در هر درجهای از کمال باشد نوعی رابطه تولیدی را اقتضا میکند. ابزار تولید اولیه به شکلی بوده که رابطه تولیدی اشتراکی را اقتضا کرده