فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٢ - سوسیالیسم اسلامی
هست.
- ... ممکن است که اینها بگویند ابزار تولید به عنوان یک عامل مهم در تغییر دورههای تاریخی مطرح نیست، بلکه آنچه مهم است شیوههای تولید است. مثلًا اول که انسان در جنگل زندگی میکرده جمع آوری میوه و کرم و دانههای نباتات بوده است. بعد در اثر سرما و یخبندان از جنگل گریخت و به طرف جنوب آمد و ناگزیر شکارچی شد که بنا به قول اینها حتی شکار آدم میکرده است. بعد از مدتی به ترتیب صید ماهی، چوپانی و کشاورزی کرده است که این سه دوره را «نئولیتیک» یا نوسنگی مینامند. تمام این شیوههای کاملًا مختلف و متنوع تولید را در کمون اولیه جا میدهند که با آن اساس و اصلی که مطرح کرده بودند کاملًا تخالف و تناقض دارد.
استاد: اینها هر تغییری در ابزار تولید را علت تغییر روابط تولیدی و بعد سایر میزانهای جامعه نمیدانند. یعنی این اصل را قائل هستند که هر تغییری مادامی که جنبه کمّی دارد منشأ یک دگرگونی نمیشود و هر تغییر کمّی هم در نهایت امر به تغییر کیفی منتهی میشود؛ وقتی که جنبه کیفی پیدا کرد آن وقت است که تحول و دگرگونی به وجود میآید. لذا ممکن است اینطور بگویند: تغییر ابزارها مثلًا از سنگ غیرصیقلی به سنگ صیقلی، در حد تغییر کمّی است، یا حتی اینکه تیر و کمان بسازند و به قول اینها شکار غیرمنظم تبدیل به شکار منظم شود. مقصود از شکار غیرمنظم ظاهراً این است که یک وقتی انسانها با هم میرفتند چشمشان به یک مرغی، یک حیوانی میافتاد، سنگی از روی زمین برمیداشتند و میزدند. شکار منظم [این بود] که بعد که تیر و کمان کشف شد رسماً به دنبال این کار میرفتند؛ در کمین آن حیوانات بودند و کارشان این شده بود. این مقدارها را ممکن است اینها بگویند تغییرات کمّی است؛ تغییرات کیفی آن وقتی است که مسئله اهلی کردن حیوانات پیدا شد و کشاورزی به یک مرحله عالیتری رسید (نه اینکه کشف شد) که تقریباً مقارن با دوره محصول اضافی میشود. ممکن است اینها بگویند که آن تغییرات تغییر کیفی نبود. وقتی تغییر کیفی پیدا شد اختلاف مرحله قبلی و مرحله بعدی خیلی شدید است به قدری که اینها را باید دو ماهیت نامید. آن وقت بود که منشأ یک دوره جدید شد.