فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٣ - توجیه دیگر و نقد آن
است.
حرف الهیون این است که ماده در کلّ خودش مانند یک دانش آموز است که از نقص به کمال حرکت میکند ولی در کلّ خودش یک ناقصی است که هریک قدم که جلو میرود آماده برای قدم دیگر میشود، ولی خودش خودش را جلو نمیبرد؛ یعنی آن را جلو میبرند اما به هر مرحلهای که جلو میبرند برای مرحله بعد آماده میشود. آن حرف قرآن هم در مورد نطفه و [مراحل بعدی] همین است. چرا قرآن نمیگوید ما انسان را از همان اول از نطفه انسان کردیم؟ چرا میگوید نطفه را علقه کردیم، علقه را مضغه کردیم، بعد چنین کردیم بعد چنان کردیم، ثُمَّ أنْشَأْناهُ خَلْقا اخَرَ [١]؟ مگر خدا به چنین چیزی احتیاج داشت؟ خدا که احتیاج ندارد، ولی ماده در رسیدن احتیاج دارد. فرق است بین اینکه فاعل در فاعلیت خودش نیازمند باشد [و اینکه قابل در رسیدن نیازمند باشد.]
مثل یک معلمی که معلوماتش الآن برای تعلیم این درس وافی نیست، باید خودش را تکمیل کند تا تعلیم بدهد، و معلمی که معلوماتش الآن وافی است و اگر شاگرد کلاس دوازدهم هم بیاورید تدریس میکند ولی دانش آموز آمادگی ندارد. پس نظام ماده یک نظامی است که تدریجاً [پیش میرود.] با هر دادنی یک قابلیت پیدا میشود؛ قابلیتی برای دادنی و دادنی برای قابلیتی، و همین طور این نظام پشت سر یکدیگر ادامه دارد.
[١] مؤمنون/ ١٤.