فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٦ - انسان، موجودی ابزارساز
مستقیم القامه راه برود. بعضی حیوانها دو شکلی راه میروند مثل خرس که احیاناً روی دوپا هم راه میرود، ولی راه رفتن عادیاش روی چهارپا (دو دست و دو پا) است. یا پهن ناخن بودن؛ در میان حیوانات شاید حیوان دیگری نداشته باشیم که انگشتان و ناخنهایی شبیه ناخنهای انسان داشته باشد. اینها همه یک چیزهایی است که انسان را از حیوانات جدا میکند، اما اینها ملاک اصلی نیست.
بعضیها هم این مطلب را ممکن است بگویند- البته هیچ عالمی این حرف را نزده ولی ممکن است کسی بگوید- که انسان حیوانی است که اجتماعی زندگی میکند. البته اگر این را به این نحو کلی بگوییم درست نیست چون حیوانی که اجتماعی زندگی کند منحصر به انسان نیست، حیوانات دیگر هم هستند، مگر اینکه بگوییم انسان حیوانی است که اجتماعی زندگی میکند به معنی اینکه زندگی اجتماعیاش دارای یک سلسله قوانین قراردادی است و تقسیم کار در آنجا به نحو قراردادی و به شکل خاص صورت میگیرد، که البته از مختصات انسان است.
ممکن است کسی بگوید انسان حیوانی است مسئول، یعنی قابلیت تکلیف و مسئولیت دارد، حیوانی است که میتوان او را مکلّف ساخت و وظیفهای بر عهده او گذاشت. این هم حرف درستی است.
بالاتر از این، میشود گفت که انسان موجودی است آزاد و مختار، چون قابلیت مسئولیت فرع بر آزادی و اختیار است.
اما میدانیم که مسئولیت فرع بر آزادی و اختیار است و آن نوع آزادی و اختیاری که در انسان هست فرع بر عقل و اندیشه داشتن یعنی یک نوع بلوغ فکری است؛ چون انسان به یک حدی از بلوغ فکری رسیده است میتواند اراده داشته باشد. قبلًا هم گفتهایم که اراده با میل فرق میکند.
انسان دارای ارادهای است که حاکم بر میلهای خودش است و به این دلیل مسئول است. ریشهها همه به همان قوّه عاقله برمیگردد.
انسان، موجودی ابزارساز
این آقایان به حساب خودشان در مابه الامتیاز انسان از حیوان یک حرف جدید پیدا کردهاند. حرف جدید این است که میگویند انسان حیوان ابزارساز است؛ یعنی آنچه که انسان را از حیوانها جدا میکند یعنی مایه اصلی- اسم نمیبرند بگویند فصل ممیز- و همان که در واقع میشود آن را فصل ممیز انسان نامید ابزارسازی انسان است، انسان