فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤ - ایراد سوم
مقررات فئودالیسم مانع از ایجاد روابط بیشتر و فروش کالای تولیدی مردمان کاسب و بورژوای شهر است به ناچار تقاضاهای جدیدی مبنی بر تغییر روابط تولیدی ایجاد میگردد.
یعنی بعد از اینکه توده دهقانی را به شهرها آوردند و از راه کفاشی و خیاطی و امثال اینها زندگی کردند و بعد این مردم دست به تجارت زدند و طبقهای به نام بورژوا به وجود آمد و مقررات فئودالیسم برای مبادلات شهری کافی نیست، ناچار باید آن روبنا و نظام عوض بشود. پس تجارت ترقی کرده، روابط مبادلاتی تغییر کرده و زندگی روستایی برای چنین زندگی شهری کافی نبوده است. در اینجا ابزار تولیدی که از فئودالیسم تغییر کرده چیست؟ یکی از آنها را اسم ببرید. اگر میگفتیم ابزار تولید کشاورزی تبدیل به ماشین شد، خیش بود تبدیل به ماشین شد، حرف درستی بود. ولی این که مال دوره سرمایه داری است. تبدیل شدن خیش به تراکتور تبدیل ابزار تولید است.
این که مال دوره بعد است. ولی در دورهای که نظام فئودالیسم جای خودش را به نظام بورژوازی میدهد، در اینجا که ابزارها هنوز به حال اول خودشان باقی است. خودشان از اول رنسانس را یعنی از هشتصد سال پیش را دوره بورژوازی میگویند، یعنی فئودالیسم وضعش تغییر کرد در حالی که هنوز ابزار تولید تغییر نکرده بود. دومرتبه میگوید:
یعنی خلاصه تکامل وسائل تولیدی در اثر محدودیت افق فئودالیسم با بن بستی مواجه میشود [١] و بورژوازی [٢] برای مبادله و فروش [٣] و برآوردن حوایج بازارها آن آزادی عمل و خودمختاری لازم را ندارد و بالنتیجه روابط فئودالیسم با تکامل قوای تولید در تناقض شدید میافتد. در اینجاست که ناگهان انقلاب برای به دست آوردن آزادی و حذف محدودیتهای محلی شروع میشود و مثلًا به قسمی که میدانیم زنجیرههای
[١] کدام وسائل تولید؟ عجیب است![٢] یعنی طبقه بورژوا.[٣] خودتان میگویید «برای مبادله و فروش». مسئله تکامل تجارت و تکامل نقل و انتقال کالاها مطرح است. نقل و انتقال کالا قبل از آن هم با اسب و قاطر و الاغ بوده، در آن دوره هم با اسب و قاطر و الاغ بوده است.