پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١ - ٢- نفخ صور يا فرياد مرگ و حيات
به خود مشغول مىشود كه حتى از برادر و پدر و مادر و دوستان، فرار مىكند!
در هفدهمين آيه باز به تعبير ديگرى از مسأله نفخ صور مواجه مىشويم، مىفرمايد: «قارعه» آن «حادثه كوبنده»، وچه حادثه كوبندهاى؟!- تو چه مىدانى كه حادثه كوبنده چيست؟- روزى كه مردم مانند پروانهها- پراكنده به هر سو مىروند، و كوهها مانند پشم رنگين حلّاجى شده (در فضا پراكنده) مىگردد- هركس در آن روز ترازوى اعمالش سنگين است، در يك زندگى رضايتبخش خواهد بود الْقارِعَةُ- مَا الْقارِعَةُ- وَ ما ادْراكَ مَا الْقارِعَةُ- يَوْمَ يَكوُنُ النّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثوُثِ- وَ تَكوْنُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْممَنْفُوشِ- فَامَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ- فَهُوَ فى عِيشَةٍ راضيَةِ
«الْقارِعَة» از مادّه «قرع» (بر وزن فرع) در اصل به معناى كوبيدن با شدّت است به گونهاى كه صداى بلندى از آن برخيزد، و به همين جهت، چكش را «مقرعه» مىگويند.
در اينكه منظور از «قارعه» در اين آيات چيست؟ گروهى از مفسّران گفتهاند كه اين تعبير يكى از نامهاى قيامت است، زيرا حوادثى كه در آن رخ مىدهد هم ظاهراً شديد و كوبنده است، و هم از نظر كوبيدن قلب، به خاطر شدّت وحشت آن.
بعضى تصريح كردهاند كه اين تعبير بر مجموعه حوادث قيامت كه از نفخ صور اوّل شروع مىشود و پايان آن خاتمه داورى خداوند درباره بندگان است اطلاق شده. [١]
فخررازى در تفسير خود مىگويد: «اجماع مفسّران بر اين است كه اين واژه از نامهاى قيامت است، و سپس در علّت اين نامگذارى امورى را بيان كرده، از جمله اينكه: اين نامگذارى به خاطر نفخه اوّلى است كه سبب نابودى همه ساكنان زمين و آسمانها مىشود، دوّم اينكه به خاطر اصطكاك شديدى است كه به هنگام تخريب جهان به وجود مىآيد، سوّم به خاطر كوبيدن دلها با انواع وحشت و ترس است، و چهارم كوبيدن دشمنان خدا با عذاب و رسوايى است. [٢]
ولى آياتى كه به دنبال اين آيات آمده نشان مىدهد كه اين تعبير بيشتر ناظر به نفخه اولى است كه همه انسانها را در وحشت فرو برده، سپس نابود مىكند، و كوهها را ويران مىسازد، و در تعقيب اين موضوع
[١]. روح البيان، جلد ١٠، صفحه ٤٩٩ و روح المعانى، جلد ٣٠، صفحه ٢٢٠.
[٢]. تفسير فخررازى، جلد ٣٢، صفحه ٧٠.