پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٤ - ٢- وجود فعلى بهشت و دوزخ در روايات اسلامى
آفرينش بهشت و دوزخ را انكار كند پيامبر را تكذيب كرده، و ما را نيز تكذيب نموده است ...». [١]
در بسيارى از روايات مربوط به معراج پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به مسأله بهشت و دوزخ و وجود فعلى آنها اشاره شده، و اينها در حقيقت تأكيدى است بر آنچه در آيات فوق خوانديم كه قرآن در سوره نجم در جريان معراج پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نيز اشاره كرده است.
در تفسير علي بن ابراهيم در شرح آيه وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى- عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى چنين آمده است: وَ امَّا الرَّدُّ عَلَى مَنْ انْكَرَ خَلْقَ الجَنَّةِ وَ النَّارِ فَقَولُهُ عِنْدَها جَنَّةُ المَأْوَى، ايْ عِنْدَ سِدْرَةِ المُنْتَهىَّ فسِدْرَةُ المُنْتَهى في السَّماءِ السَّابِعَةِ وَ جَنَّةُ المَأْوَى عِنْدَها: «پاسخ كسانى كه آفرينش بهشت و دوزخ را انكار مىكنند، آيه عِنْدَها جَنَّةُ المَأْوَى» است يعنى در نزد سدرة المنتهى كه در آسمان هفتم است، بهشت جاويدان قرار دارد». [٢]
روايات متعددى كه در منابع شيعه و اهل سنّت درباره تولّد بانوى اسلام فاطمه زهرا عليها السلام آمده نيز گواه بر اين معناست كه مىگويد: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در شب معراج وارد بهشت شد و از ميوه درختان بهشتى تناول فرمود، و از همان ميوه، نطفه زهرا عليها السلام منعقد شد، و لذا پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم او را بوسيد و مىگفت «از او بوى بهشت مىشنوم». [٣]
در تفسير آيه ٣٧ سوره آلعمران ... كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا المِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً ...: «هر زمان زكريا وارد محراب مريم (س) مىشد غذاى مخصوصى در آنجا مىيافت» (و هنگامى كه سؤال مىكرد از كجا آوردهاى مىگفت: از سوى خداست) در بسيارى از منابع اسلام اعم از شيعه و اهل سنت آمده است كه اين غذاى ميوههاى بهشتى بود كه در غير فصل خداوند در اختيار مريم مىگذاشت. [٤]
درباره بانوى اسلام فاطمه زهرا عليها السلام نيز در روايات اسلامى مىخوانيم كه خداوند مائده بهشتى بر آن
[١]. بحارالأنوار، جلد ٨، صفحه ١١٩- حديث ٦.
[٢]. تفسير علي بن ابراهيم، ج ٢، صفحه ٣٣٥.
[٣]. مضمون اين حديث را علاوه بر كتب شيعه در بسيارى از كتب اهل سنّت مىتوان يافت از جمله: ذخائر العقبى، صفحه ٣٦ و صفحه ٤٤، مستدرك الصحيحين، جلد ٦، صفحه ١٥٦- الدرّ المنثور سيوطى در تفسير آيه سبحان الذي اسرى بعبده ... و كتب ديگر.
[٤]. تفسير عيّاشى و تفسير برهان و نور الثقلين و همچنين تفسير درالمنثور ذيل آيه ٣٧ آلعمران.