پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٦ - صراط و مرصاد
از اين دو حديث كه ناظر به تفسير آيه فوق است استفاده مىشود كه آيه مزبور ناظر به قيامت و پل صراط است.
البته هيچ مانعى ندارد كه آيه ناظر به هر دو باشد، يعنى خدا در كمينگاه طغيانگران هم در اين جهان، و هم در جهان ديگر در كنار صراط است، ولى به هر حال آيه مفهوم مكانى ندارد، چرا كه از براى خداوند مكانى نيست، بلكه منظور احاطه وجودى خداوند بر همه اين امور است.
در حديثى نيز از ابن عباس آمده است كه مىگفت بر جهنم هفت پل قرار دارد، نزد پل اوّل از «ايمان» سؤال مىشود اگر آن را به طور كامل ارائه دهد به پل دوّم مىرود، و در آنجا از «نماز» سؤال مىشود، اگر به طور كامل ارائه دهد به پل سوّم مىرود، در آنجا سؤال از «زكات» مىشود، اگر آن را ارائه دهد به پل چهارم مىرود، در آنجا از «روزه» ماه مبارك رمضان سؤال مىشود، اگر آن را ارائه دهد به پل پنجم مىرود، در آنجا از «حج و عمره» سؤال مىشود، اگر آنها را ارائه دهد به پل ششم مىرود، و در آنجا از «صله رحم» سؤال مىشود اگر آنرا ارائه دهد به پل هفتم مىرود، در آنجا از «مظالم و حقوق بندگان» از او سؤال مىكنند ... و اين است معناى سخن خداوند انَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ. [١]
بسيار بعيد به نظر مىرسد كه اين سخن با اين تفصيلات استنباط شخصى ابن عباس بوده باشد، قاعد تا آن را به صورت يك روايت از رسول خدا يا على عليه السلام شنيده است.
تعبير به «مرِصاد» در آيه ٢١ سوره نبأ نيز آمده است آنجا كه مىفرمايد: انَّ جَهَنّمَ كانَتْ مِرصاداً «مسلماً دوزخ كمينگاه است» (براى طغيانگران).
ولى ظاهر اين آيه اين است كه خود دوزخ كمينگاه طغيانگران و مجرمان است، اما با توجه به آنچه در آيه قبل آمد جمعى از مفسّران گفتهاند منظور از مرصاد در اينجا پلى است كه از روى جهنم مىگذرد، آنجا كمينگاه اين گروه مىباشد و چون قادر بر عبور از آن نيستند در جهنم سقوط مىكنند [٢] بعلاوه تعبير به «كمينگاه» معمولًا در مورد طرق و گذرگاهها به كار مىرود و جهنم كه به اصطلاح آخر خط است تناسب چندانى با مسأله كمينگاه ندارد، و اين قرينه ديگرى بر تفسير فوق است.
در سوّمين و آخرين آيه بعد از اشاره به وضع كفار و مجرمان در قيامت، و اينكه در آن روز بر دهان آنها مهر نهاده مىشود و تنها دست و پايشان سخن مىگويد، مىفرمايد: «و اگر بخواهيم چشمان آنها را محو
[١]. تفسير قرطبى، جلد ١٠، ذيل آيه مورد بحث.
[٢]. اين تفسير را مرحوم «علّامه طباطبايى» در الميزان و «فخر رازى» در تفسير كبير و «راغب» در مفردات و «قرطبى» درتفسير خود، ذيل آيه سوره نبأ به عنوان تنها تفسير يا به عنوان يكى از تفاسير ذكر كردهاند.