پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٣ - زندانهاى انفرادى دوزخ
صورت مجسّم مىشود، و در حقيقت اعمال خويش را مىچشند، درست مثل اينكه كسى به خاطر چند روزى افراط در نوشيدن شراب گرفتار بيمارىهاى دردناك و شديدى شود و يك عمر از آنها رنج ببرد.
چون درباره آيه فوق قبلًا شرح كافى دادهايم از تكرار آن خوددارى مىشود.
زندانهاى انفرادى دوزخ
در چهارمين آيه باز به نمونه ديگرى از عذابهاى گوناگون دوزخيان برخورد مىكنيم مىفرمايد:
«هنگامى كه در مكان تنگ و محدودى از جهنم افكنده مىشوند در حالى كه در غل و زنجيرند، واويلاى آنها بلند مىشود» (وَ اذا الْقُوا مِنْها مَكاناً ضَيِّقاً مُقَرَّنينَ دَعَوا هُنالِكَ ثُبُوراً).
در اين حال به آنها گفته مىشود اين داد و فريادها بيهوده است، و هيچ مشكلى را حل نمىكند «امروز نه يك بار واويلا بگوييد، بسيار واويلا سر دهيد» كه مصائب شما زياد است و در خور واويلاها! (لاتَدْعُوا اليَوْمَ ثُبُوراً واحِداً وَ ادْعُوا ثُبُوراً كَثيراً).
از اين تعبير به خوبى روشن مىشود كه آنها در دوزخ نيز آزاد نيستند، محلى همچون سلولهاى انفرادى دارند، و در آن نيز در بند و زنجيرند، آنچنان كه فريادشان بلند مىشود، فريادى كه هيچ مشكلى را حل نمىكند.
«مقرّنين» از ماده «قَرْن» (بر وزن قدر) به گفته راغب در مفردات در اصل به معناى اجتماع دو يا چند چيز در جهتى از جهات است، و به همين دليل طنابى را كه اشياء را با آن مىبندند «قَرَن» (بر وزن نظر) مىگويند، و «قَرْنَ» به قوم و جمعيتى مىگويند كه در زمان واحدى زندگى مىكنند، و گاه به خود آن زمان نيز اطلاق مىشود، و هنگامى كه اين واژه به باب تفعيل برده شود دلالت بر كثرت و شدت دارد.
لذا «مقرّنين» در آيه مورد بحث، گاه به اين تفسير شده كه دست و پاى دوزخيان را بهم مىبندند، بعضى نيز گفتهاند: دوزخيان را در آن روز گروه گروه با غل و زنجيرها در يك سلسله طولانى به هم مىبندند، و اين تجسّمى از پيوند فكرى و عملى گنهكاران است كه در اين جهان دست به دست يكديگر مىدادند و به ظلم و فساد و تجاوز بر حقوق مظلومان مىپرداختند، و توطئه مىكردند.
ولى با توجه به تعبير «مَكاناً ضَيِّقاً»، تفسير اوّل از همه مناسبتر است.