پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٦ - محكمه عدل الهى
مسلّم است انواع حجابها كه در اين دنيا فكر و قلب انسانها را احاطه كرده (حجاب حب ذات و خود خواهى، حجاب منافع شخصى و گروهى، حجاب تعصب و لجالج، حجاب گناهان و اصولًا حجاب عالم ماده كه در دنيا بسيار پر رنگ است) اجازه نمىدهد كه اختلافات اقوام و گروهها و ملتها برطرف گردد، ولى در آنجا كه همه اين حجابها ديده مىشود و حاكميت و داورى مخصوص خداوند است تمام اين اختلافات پايان مىگيرد و چنانكه خواهيم ديد مدعيان پرگو و خود خواه چنان نرم مىشوند و بر سر عقل مىآيند كه خود داور و حسابگر خويش مىشوند!
در سومين آيه همين معنا در لباس ديگرى ظاهر شده است پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم روى سخن را به انسان ناسپاس كه خداوند او را در «احسن تقويم» آفريده، سپس بر اثر سوء اعمالش به «اسفل السافلين» كشيده شده و معاد و رستاخيز را به باد استهزا و سخريه گرفته است كرده مىگويد: «چه چيز سبب مىشود كه بعد اين همه دلائل و نشانهها، روز جزا را انكار كنى»؟ فَما يُكَذَّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ. [١] «آيا خداوند بهترين داوران نيست»
الَيْسَ اللَّه بِاحْكَمِ الْحاكِمينَ.
آرى او بهترين داوران است، چرا كه از يكسو عالم او به همه چيز احاطه دارد، و هيچ چيز از او پنهان نيست، و نخستين شرط داورى صحيح آگاهى است، و از سوى ديگر او نيازى به هيچ كس و هيچ چيز ندارد تا به خاطر آن بر خلاف حق داورى كند، اين انسانها محتاج هستند كه تحت تأثير منافع شخصى و گروهى و گاه عواطف و احساسات بىدليل، حكمى بر خلاف حق مىدهند، بنابراين او احكم الحاكمين و بهترين داوران است.
قابل توجه اينكه در بسيارى از تفاسير، اين روايت از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده است كه وقتى اين آيات را به پايان مىرساند مىفرمايد:
بَلى وَ انَا عَلَى ذلِكَ مِنَ الشّاهِدينَ.
«آرى من گواهى مىدهم كه روز جزا حق است، و خداوند احكم الحاكمين است» اين حديث دليل بر
[١]. غالب مفسّران گفتهاند روى سخن در اين آيه به انسانهايى است كه در آيات پيش اشاره به صفات آنها شده، ولى بعضى احتمال دادهاند مخاطب پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم است (تفسير مجمع البيان، فخر رازى، قرطبى و فى ظلال القرآن ذيل آيه مورد بحث) در صورت اوّل «يكذّبك» به معناى (يجعلك كاذبا) تفسير شده، و در صورتى كه مخاطب پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم باشد «يكذّبُ» به همان معناى ظاهر آن است يعنى «ما ينسبك الى الكذب» و در هر صورت منظور اين است كه بعد از اين همه آيات و دلائل روشن براى رستاخيز نه جاى كذب است، و نه جاى تكذيب مدعى رستاخيز.