پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٢ - فرشتههاى مراقب!
اطلاق مىشود و در اينجا طبق گفته جمعى از مفسّران به معناى برترين مكان بهشت يا برترين مكان آسمان است.
ولى با مقايسه به آنچه در بالا درباره سجين گفته شد به نظر مىرسد كه آن هم به معناى ديوان بزرگى است كه نامه اعمال نيكان و پاكان در آن يكجا جمع است، و ديوان و دفترى است بسيار بلند مرتبه و والا مقام و در جوار قرب پروردگار. [١]
فرشتههاى مراقب!
در نهمين آيه سخنى از نامه اعمال ظاهراً نيست، ولى اين حقيقت با تعبير ديگرى مطرح شده است، مىفرمايد: «به خاطر بياوريد هنگامى كه دو فرشته راست و چپ كه ملازم انسان هستند اعمال او را دريافت مىدارند» اذ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الْيَمينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعيدٌ
روشن است كه دريافت و تلقّى آنها اشاره به ثبت كردن در نامه اعمال است.
سپس براى تأكيد بيشتر مىفرمايد: «هيچ سخنى را انسان تلفّظ نمىكند مگر اينكه نزد آن مراقبى ماده براى انجام مأموريت است».
ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ الّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتيدٌ
«يَتَلَقَّى» از ماده «لقاء» به معناى ديدار است، ولى در اينجا تلقّى اعمال كنايه از دريافت و ثبت و ضبط آنهاست، و «متلقيان» به معناى دو فرشتهاى است كه مأمور دريافت و ثبت اعمال انسانها هستند.
«قعيد» از ماده «قعود» به معناى نشستن است، و در اينجا به معناى ملازم و مراقب مىباشد، همانطور كه در تعبيرات روز مرّه نيز مىگوييم فلانكس جليس و همنشين فلان شخص است يعنى ملازم و مراقب اوست. [٢]
«يَلْفِظُ» از ماده لَفْظ» در اصل به معناى پرتاب كردن چيزى است، همانگونه كه گفته مىشود «لَفَظَ الرُّحى الدَّقيقَ» (آسياب آرد را به بيرون پرتاب كرد).
[١]. بايد توجّه داشت كه «علّيين» طبق قاعده جمع مذكّر عاقل است (در حالى كه «سجين» مفرد مىباشد) ولى اين مانع از آن نخواهد بود كه به مكان مرتفع و مقام بلند به خاطر ساكنان بلند مقام آنها اطلاق گردد.
[٢]. با توجه به اينكه «متلقيان» تثنيه است بايد «قعيد» نيز به صورت تثنيه (قعيدان) باشد، ولى آيه در حقيقت محذوفى دارد و در تقدير چنين است: عن اليمين قعيد و عن الشمال قعيد كه اوّلى به قرينه دوّمى حذف شده است.