پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٨ - ٨- نظر خدا به آنها و نظر آنها به خدا!
قرآن روى اين موهبت معنوى نيز كراراً تكيه كرده است، در يكجا ضمن بر شمردن عذابهاى دردناك كتمان كنندگان آيات الهى مىفرمايد: وَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيْهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ اليمٌ:
«خداوند در قيامت با آنها سخن نمىگويد، و آنها را پاكيزه نمىكند، و براى آنها عذاب دردناكى است» (بقره ١٧٤).
و در جاى ديگر از اين فراتر رفته، و درباره همين گونه افراد و امثال آنها كه عهد و پيمان الهى را به بهاى كمى مىفروشند، مىفرمايد: وَ لا يُكَلِّمُهُمُ وَ لا يَنْظُرُ الَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيْهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ اليمٌ:
«خداوند در قيامت با آنان سخن نمىگويد، و به آنها مىنگرد، و پاكشان نمىسازد، و براى آنها عذاب دردناكى است» (آلعمران ٧٧).
آرى آنها از لذت سخن گفتن با خدا و نگاه رحمت و لطف او محرومند، و به همين دليل پاك و پاكيزه نمىشوند، و از آنجا كه بهشت جاى پاكان است آنها در عذاب اليم جهنمند.
از اين دو آيه به خوبى استفاده مىشود كه اين مواهب فقط نصيب مؤمنان و بهشتيان خواهد شد، خدا با آنان از طريق لطف سخن مىگويد، يعنى همان مقامى را كه پيامبران الهى در اين جهان داشتند و از آن لذت مىبردند مؤمنان در آن جهان دارند، و چه لذتى از اين بالاتر؟ و علاوه بر سخن گفتن نظر لطف خاص خود را به آنها مىافكند، و چه موهبتى از اين عظيمتر؟ كه او با نگاهى آكنده از لطف به عاشق بىقرار و محبّ صادق خود نظر بيفكند.
بديهى است نه آن تكلم با زبان است، ونه اين نگاه با چشم كه خدا برتر از جسم و جسمانيات است.
گاه مىشود كه انسان نسبت به فرزند خود خشمگين است، و در اين هنگام نه با او سخن مىگويد، و نه به او نگاه مىكند، و اگر فرزند با معرفتى باشد اين بىاعتنايى پدر بزرگترين شكنجه روحى براى او است، اما به هنگام خشنودى از او روبهروى او مىنشيند، و به تمام قامت او مىنگرد و با لطف و محبت با او سخن مىگويد، و اين بزرگترين افتخار اوست.
البته اين در عالم ماده و جسم و صورت است همين مسأله در مقياسى بسيار بالاتر در عالم معنا، ميان مولاى حقيقى و بندگان حاكم است.
و بالاخره در سوره قيامت سخن از لذت نگاه به جمال بى مثال آن محبوب حقيقى به ميان آورده، مىفرمايد: وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ الى رَبِّها ناظِرَةٌ: «چهرههايى در آن روز شاداب و مسرور است، و به