پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٧ - ١- باغهاى بهشتى
و در آيه ٢٢١ بقره مىخوانيم: وَ اللَّه يَدْعُوا الَى الْجَنَّةِ وَ الْمَغْفِرةِ بِاذْنِهِ: «خداوند دعوت به سوى باغ بهشت و آمرزش گناهان، به اذن و فرمانش مىكند».
و در آيه ٤٦ رحمان آمده: وَلِمنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ: «براى كسى كه از مقام پروردگارش خائف باشد، دو باغ بهشتى است».
اين كلمات (جنّات، جنّتان و جنّة) از مادّه «جنّ» (بر وزن فَنّ) به معناى پوشانيدن است، و به گفته راغب در مفردات به معناى پوشانيدن چيزى از حسّ است، و بر همين اساس، مشتقّات فراوانى دارد:
«جَنّة» به معناى باغ است به خاطر اينكه زمينش زير درختان پوشيده است، و يا به تعبير ديگر زمينش با درختان پوشانيده شده است، ولى مقاييس اللغه مىگويد: بهشت را از اين جهت جنّت مىگويند كه پاداشى است كه امروز از اهل ايمان مستور است، ولى اين معنا بعيد به نظر مىرسد زيرا باغهاى دنيا را نيز جنّت مىگويند، و اين نيست مگر به خاطر پوشيده بودن زمينهايش به وسيله درختان (دقت كنيد).
و نيز «جنين» به بچّهاى گفته مىشود كه در شكم مادر از نظرها پوشيده است.
«جنان» (بر وزن امان) به قلب گفته مىشود چرا كه در سينه از نظر، پوشيده است.
«مِجَنّ» (بكسر ميم و فتح جيم و تشديد نون) به معناى سپر است و به گفته مقاييس اللغه به هر وسيله دفاعى در جنگ، جُنّه (بضم جيم) گفته مىشود، در مقابل «سلاح» كه جنبه تهاجمى دارد.
«جِن» و «جان» به موجود زندهاى گفته مىشود كه از نظرها پنهان است.
به مارهاى عظيم، يا مارهاى خانگى، جن و جان نيز گفته مىشود و اين به خاطر تشبيه آنها به «جن» است (چون تصور عامّه اين بوده كه جن موجود مخفى خطرناكى است، اين مارها نيز چنين هستند).
به استخوانهاى سينه نيز «جَناجِن» گفته مىشود (شايد از اين جهت كه سپرى براى حفظ قلب محسوب مىشود).
«جُنون» به معناى ديوانگى است به خاطر پوشانده شدن عقل و هوش.
«جنون الليل» و «جنان الليل» به معناى پوششى است كه تاريكى شب بر همه چيز مىافكند.
به هر حال آنچه در اينجا براى ما مورد توجه است، اين است كه باغهاى بهشت باغهايى است بسيار پردرخت به گونهاى كه زمينهاى آن در زير درختان پوشانده شده.
در دهها آيه از قرآن مجيد، بعد از ذكر «جنّات» (باغهاى بهشتى) جمله تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الأنْهارُ آمده