پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٧ - ٣- فلسفه شفاعت
ولى اميد به شفاعت اولياء اللَّه به آنها نويد مىدهد كه اگر همينجا متوقف شوند، و خود را اصلاح كنند، ممكن است گذشته آنها از طريق شفاعت نيكان و پاكان جبران گردد، بنابراين اميد شفاعت به متوقف شدن گناه و بازگشت به سوى صلاح و تقوى كمك مىكند.
ب- ايجاد رابطهاى معنوى با اولياء اللَّه- با توجه به آنچه در تفسير مفهوم شفاعت در بالا گفته شد گرفتن اين نتيجه آسان است كه شفاعت منوط به وجود نوعى رابطه در ميان «شفيع» و «شفاعت شونده» است، رابطه معنوى از نظر ايمان، و بعضى از صفات فاضله، و انجام حسنات.
مسلماً كسى كه اميد به شفاعت دارد سعى مىكند به نوعى اين رابطه را بر قرار سازد، و كارى كه موجب رضاى آنهاست انجام دهد، پلهاى پشت سر را خراب نكند، پيوندهاى محبت دوستى را تا به آخر نگسلند.
مجموعه اين امور عامل مؤثرى براى تربيت او خواهد بود، و سبب مىشود كه تدريجاً از صف آلودگان درآيد، يا لااقل در كنار پارهاى از آلودگىها به اعمال نيك روى آورد، و از سقوط بيشتر در دامان شيطان رهايى يابد.
ج: تحصيل شرائط شفاعت- در آياتى كه تفسير آن را در بالا خوانديم شرائط مختلفى درباره شفاعت ذكر شده بود كه از همه مهمتر اذن و اجازه پروردگار بود، مسلماً كسى كه اميد و انتظار شفاعت دارد، بايد اين اذن و اجازه را به نحوى فراهم سازد، يعنى كارى انجام دهد كه محبوب و مطلوب خدا است.
در بعضى از آيات گذشته آمده بود كه در قيامت شفاعت تنها براى كسانى مفيد خواهد بود كه خداوند رحمان اجازه براى شفاعت او داده و از گفتار او راضى است (طه ١٠٩).
در آيه ٢٨ انبياء آمده بود تنها كسانى مشمول بخشودگى از طريق شفاعت مىشدند كه به مقام ارتضاء (خشنودى خدا) برسند، و طبق آيه ٨٧ مريم داراى عهد الهى هستند، و چنانكه گفتيم همه اين مقامات در سايه ايمان به خدا و دادگاه عدل او و اعتراف به حسنات و سيئات (نيكى اعمال نيك و بدى اعمال بد) و گواهى به صحت تمام مقرراتى كه از سوى خدا نازل شده است پيدا مىشود.
بعلاوه در بعضى از آيات فوق آمده بود كه شفاعت شامل ظالمان نمىشود، به اين ترتيب اميدواران شفاعت بايد از صف ظالمان (ظلم به هر معنا كه تفسير شود) خارج گردند.