پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤ - ١- «نفخ صور» يا فرياد مرگ و حيات چيست؟
اين احتمال مناسبتر، و با ظاهر آيات سازگارتر است.
در حديثى از امام على بن الحسين عليه السلام مىخوانيم: «انَّ الصُّوْرَ قَرْنٌ عَظيمٌ لَهُ رَأْسُ واحِدٌ وَ طَرَفانِ، وَ بَيْنَ الطَّرَفِ الْأسْفَلِ الَّذى يَلى الْأرْضَ الَى الطَّرَفِ الْأعْلَى الَّذى يَلى السَّماءَ مِثْلُ ما بَيْنَ تُخُوْمِ الْأرَضيْنَ السابِعَةِ الى فَوْق السَّماءِ السّابِعَةِ، فيهِ اثْقابٌ بِعَدَدِ ارْواحِ الْخَلائِق، وَسِعَ فَمُهُ ما بَيْنَ السَّماءِ وَ الْأرْضِ؛
«صور» شاخ بزرگى است كه يك سر، و دو طرف دارد، و فاصله ميان طرف پايين كه در سمت زمين است تا طرف بالا كه در سمت آسمان است به اندازه فاصله اعماق زمين هفتم تا فراز هفتمين آسمان است، و در آن سوراخهايى به تعداد ارواح خلايق است، و دهانه آن به وسعت ما بين آسمان و زمين مىباشد». [١]
در حديث ديگرى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مىخوانيم:
«الصُّورُ قَرْنٌ مِنْ نُور فيهِ اثْقابٌ عَلَى عَدَدِ ارْواحِ الْعِبادِ؛ صور شاخى است از «نور» كه در آن سوراخهايى به تعداد ارواح بندگان است». [٢]
اينها همه نشان مىدهد كه اين تعبير كنايه از مطلب مهمى است كه در اين قالب بيان شده است.
ولى در كلمات جمعى از مفسّران ديده مىشود كه «صور» را جمع «صورة» گرفتهاند و گفتهاند منظور اين است كه در صورتها و پيكرهاى انسانها دميده مىشود و آنها زنده مىشوند.
اين تفسير علاوه به اينكه تنها تناسب با نفخه دوّم يعنى نفخه حيات دارد، نه نفخه اوّل، از سوى بعضى از ارباب لغت به شدّت رد شده است.
ابن منظور در لسان العرب از بعضى از علماى لغت نقل مىكند كه اين خطايى فاحش، و نوعى تحريف كلام اللَّه است، چرا كه جمع «صور» در آيات ديگر قرآن به صورت «صُوَر» (بر وزن سخن) آمده است، نه «صُوْر» و اگر كسى جمله «و نُفِخَ فِى الصُّوْر» را «نُفِخَ فِى الصُّوَرِ» (با فتح واو) بخواند بر خدا افترا بسته و كتاب اللَّه را تحريف كرده است.
از اين گذشته اين تفسير با آنچه در روايات فوق آمد نيز سازگار نيست، و نيز با آياتى كه تعبير به «صعقه» و «زجره» و «ناقور» و مانند آن كرده است نمىسازد.
بعيد نيست ابداع كنندگان اين تفسير چون نتوانستهاند «نفخ در صور» به معناى دميدن در شيپور را
[١]. لئالى الاخبار، جلد ٥، صفحه ٥٣ (چاپ جديد مكتبة العلامه).
[٢]. علم اليقين، صفحه ٨٩٢.