پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٩ - ٢٤- تعدّى از حدود الهى
متفاوت نقل كردهاند: منع، انتهاى هر چيزى، و شدّت [١] ولى ظاهراً هر سه معنا به مفهوم «منع» باز مىگردد چرا كه انتهاى چيزى مانع از آميختن آن به اشياء ديگر است، همان گونه كه حدود خانه و زمين و كشورها، مانع از اشتباه با اراضى و كشورهاى ديگر مىشود، و از آنجا كه در مفهوم «منع» نوعى شدّت نفهته شده گاه به معناى شدّت نيز آمده است:
احكام الهى از اين رو «حدود الهى» شمرده است كه براى انسان «مناطق ممنوعهاى» ايجاد مىكند كه وارد آن نگردد، و مجازاتهاى مخصوص شرعى را از اين جهت حدّ گفتهاند كه در بسيارى از اوقات مانع از تكرار آن مىگردد.
به هر حال تعبير به «تلك حدود اللَّه» در چندين مورد از آيات قرآن مجيد آمده است كه همه آنها بعد از بيان يك رشته از احكام الهى است.
در آيه مورد بحث بعد از بيان احكام ارث، و در آيات ٢٢٩ و ٢٣٠ بقره و آيه ١ سوره طلاق بعد از بيان قسمتى از احكام طلاق، آمده و در آيه ١٨٧ بقره بعد از بيان ممنوع بودن آميزش جنسى در اعتكاف، و بعضى احكام روزه، و در آيه ٤ مجادله بعد از بيان كفّاره ظهار، و از مجموع اينها استفاده مىشود كه حدود الهى مفهوم گستردهاى دارد كه همه اين گونه احكام را شامل مىشود.
از طرفى مىدانيم كه ارتكاب هر گناهى سبب خلود و جاودانگى در دوزخ نخواهد بود، بنابراين ممكن است منظور از آيه فوق كسانى باشند كه حدود الهى را به خاطر طغيان و سركشى و دشمنى و انكار آيات خدا درهم مىشكنند، و يا كسانى است كه تمام اين حدود را ناديده مىگيرند و چنان غرق گناهند كه سرانجام بىايمان از دنيا مىروند، و گرنه مىدانيم گروهى از معصيتكاران مشمول عفو الهى، و گروهى مشمول شفاعت مىشوند، و گروه ديگرى كه گناهان صغيره دارند بخشوده خواهند شد، و همچنين توبه كاران. [٢]
گروهى از وعيديّه كه معتقدند كه مرتكبان كبيره، خلود در آتش دوزخ دارند به آيه فوق و امثال آن استدلال كردهاند ولى جواب آن از آنچه در بالا گفتيم روشن شد و شرح به خواست خدا در جاى خود خواهد آمد.
[١]. مقائيس اللّغه و مفردات راغب و التحقيق في كلمات القرآن الكريم (ماده حدّ).
[٢]. مرحوم علّامه مجلسى بحث مشروحى در بحارالأنوار در اين زمينه كه اهل ايمان خلود در دوزخ نخواهند داشت، آورده است، علاقهمندان مىتوانند به جلد هشتم بحار، صفحه ٣٥١ به عبد (باب ٢٧ باب من يخلد في النار و من يخرج منها) مراجعه نماييد.